روزهای بد به در 1393
اردشیر، سرایدار مدرسه است و برنامهریزی کرده تا مراسم عروسی پسرش را شب عید در مدرسه برگزار کند. اما ناگهان حکم بازنشستگی او میآید و خانواده باید مدرسه را تخلیه کنند. همین مساله باعث میشود برنامهریزی کارها به هم ریخته و ...
اردشیر، سرایدار مدرسه است و برنامهریزی کرده تا مراسم عروسی پسرش را شب عید در مدرسه برگزار کند. اما ناگهان حکم بازنشستگی او میآید و خانواده باید مدرسه را تخلیه کنند. همین مساله باعث میشود برنامهریزی کارها به هم ریخته و ...
مادر ميانسال كه فرزندش از ايران رفته و در محل كارش با يكي از بيمارانش مشكل دارد. شوهر او ميخواهد نويسنده شود. زن احساس تنهايي و بيپناهي دارد، و اين باعث ميشود روزهاي زندگياش سرد و ملالآور شود.
کسری (علی قربان زاده) قصد دارد با صحنهسازی مرگش، پول بیمه عمر خود را دریافت کند و با توصیه یک دوست نزد محسن (حمید فرخ نژاد) میآید و به پیشنهاد محسن، هر دو، راهی مراکز رواندرمانی و جلوگیری از خودکشی میشوند و در آنجا با رضا (صابر ابر) که معتقد است تاکنون بارها مرده و دوباره به زندگی برگشته و آرزویش یک مرگ رؤیایی مثل زندهزنده سوخته شدن است، آشنا میشوند تا با کمک او نقشهشان را عملی کنند؛ اما طبیعی است که در چنین شرایطی، قرار نیست همهچیز راحت و بیدردسر پیش برود و ماجراهای این گروه عجیب از همینجا شروع میشود.