برچسب مصطفی میثمی

بامداد خمار 1404

سودابه دختر جوان تحصیل‌کرده و ثروتمندی است که می‌خواهد با مردی که با قشر خانوادگی او مناسبتی ندارد، ازدواج کند. برای جلوگیری از این پیوند، مادر سودابه وی را به پند گرفتن از محبوبه، عمهٔ سودابه، سفارش می‌کند.

طلا خون 1398

دختری در آستانه‌ی مسابقات سرنوشت‌ساز کشوری تکواندو متوجه رازی می‌شود که زندگی او را تحت‌تاثیر قرار می‌دهد. او درمی‌یابد که با قاتلی که با او پیوند خونی دارد، هم‌خانه است.