قول مردونه 1403
این سریال به موضوع دهه شصت میپردازد که همزمان با جنگ ایران و عراق و حضور جوانان و نوجوانان به جبهه میباشد که در یک محله اتفاقاتی رخ میدهد که داستان جذاب و کمدی پیش میرود.
این سریال به موضوع دهه شصت میپردازد که همزمان با جنگ ایران و عراق و حضور جوانان و نوجوانان به جبهه میباشد که در یک محله اتفاقاتی رخ میدهد که داستان جذاب و کمدی پیش میرود.
«چای نبات» داستان عطاست، که همیشه در پی کمک به دیگران است؛ اما این قضیه خالی از دردسر برای خودش، خانوادهاش و حتی شخصی که نیازمند کمک بوده، نیست.
دو مرد، یکی با همسر اولش و دیگری با همسر دومش، به هتلی در جزیره کیش میروند که خوش بگذرانند، اما با ورود همسر دوم مرد اولی و همسر اول مرد دومی اوضاع قاراشمیش میشود.
جوجه تیغی , ماجرایی طنز از زندگی ناخواستهی یک جوان متعصب را روایت میکند که پیشنهادی عجیب، گذشته و آینده او را تحت تاثیر قرار میدهد …
مهلا به همراه همسر و سایر اعضای بندربند سفر خود را از یک استان جنوبی که درگیر سیل شده به سوی پایتخت آغاز می کنند...
اپیزود اول از این مجموعه داستان زندگی نانوایی را روایت میکند که بعد از مدتی نانوایی را میخرد، اما به تدریج برکت از این نانوایی میرود و مردم کمتر به آنجا مراجعه میکنند. در جریان همین داستان مشخص میشود که علت این ورشکستگی نانوایی، پول حرام و در واقع حق بچه یتیم هست که بابت خرید مکان نانوایی پرداخت شده است.
اپیزود دوم این سریال هم درباره قضاوت و عدالت در هر شرایطی است.
اپیزود سوم این مجموعه نیز بر مفهوم خیرخواهی و نیکوکاری و بازگشت عمل خیر به هرکس اشاره میکند و سعی شده تا این مضمون در لایههای داستان به مخاطب القاء شود.
اپیزود چهارم، داستان مردخیری است که صاحب یک پرورشگاه است و در سردخانه بیمارستان به زندگی برمی گردد و پس از آن به تدریج پی به ماجرای مرگ خود میبرد .
اپیزود پنجم هم داستان زنی را رویات میکند که صاحب فرزند نمیشود و از طرفی دچار سوتفاهماتی با همسر خود است.
اپیزود ششم این مجموعه نمایشی به تعهد اخلاقی و رابطههای کاری در عین روایت یک قصه ملودرام مربوط است.
عزیز که دکتر میباشد به همراه همسرش(نگار) برای گذراندن دوران طرح خود به روستایی میروند. زن علاقه ای به ماندن در جای دورافتاده ندارد. علیمردان روستایی که با ماشین خود دکتر را به روستا میبرد تا فرهاد که پیرمردی در روستا میباشد را ملاقات کند. در راه ماشین علیمردان خراب میشود و مجبور میشوند از مسیر صعب العبوری گذر کنند. به سختی از مسیر عبور میکنند و به روستا میرسند. پس از معاینه فرهاد توسط دکتر، مشخص میشود که او برای درمان باید به شهر بروند. علیمردان به همراه سیاوش(مرد روستایی) با تراکتور به سمت ماشین میروند تا ماشین را تعمیر کنند تا به شهر بروند. از قضا زن علیمردان حامله است. وقتی با ماشین برمیگردند متوجه میشوند وقت زایمان زن علیمردان است. زن علیمردان را سوار ماشین میکنند ولی ماشین در راه داخل رودخانه گیر میکند. درد زایمان بالا گرفته و دکتر اعلام میکند مادر دیگر دوام نمیارد و باید بچه را نگه داشت. علیمردان این درد را باور نمیکند و پس از مرگ زنش دیوانه وار به سمت جنگل میرود. زن و مرد دکتر به تنهایی از آب عبور میکنند تا به شهر بروند
رضا (رضا عطاران) و دوستش منصور (جواد عزتي) که به کيفقاپي مشغول هستند از طريق مادرش متوجه ميشود که دختر (سارا بهرامي) فردي پولدار نذر کردهاست که با يک جانباز ازدواج کند به همين دليل رضا که در تصادف پاي خود را ازدست داده تصميم ميگيرد خود را به دختر نزديک کند تا بتواند با وي ازدواج کند رضا وارد آسايشگاه جانبازان ميشود که دختر مدير آنجاست رضا با گفتن دروغهاي مختلف سعي ميکند که دختر به او علاقهمند شود رضا با کمک منصور دختر را به خودش علاقهمند ميکند از طرف ديگري رضا ادعا ميکند که در جنگ تحميلي فرمانده يکي از گروه عراقي را کشته براي خودش دردسر بزرگي ايجاد ميکند و…