برچسب مصطفی رستگاری

بلند گریه کن 1385

مرجان زن ثروتمندی است که بخاطر از دست دادن همسرش و توصیه مادرش که قصد خروج از ایران را دارند نوزاد بیمارش را در ایستگاه مترو رها می‌کند. طلعت خدمه یک هتل که سرپرست خانواده نیز است کودک را پیدا کرده و با وجود نیاز مالی برای مداوای کودک تلاش فراوان می‌کند. مرجان پس از مدتی پشیمان شده و به دنبال فرزندش می‌گردد. از طرفی طلعت در یک امامزاده برای شفای کودک دعا می‌کند. کودک شفا یافته و طلعت او را به مادرش می‌سپارد.

شیفت شبانه 1388

این فیلم ماجرای افسر نگهبان جوانی را روایت می کند که به تازگی عقد کرده است. او در شیفت کاری خود در شب، پس از رساندن همسرش به خانه و هنگام مشاهده یک دزد، تصادف می کند. این افسر نگهبان در بازگشت از بیمارستان با همان دزدی روبه رو می شود که دستگیر شده و …

راستش را بگو 1391

جوانی ناشناس در حال عکس برداری در یکی از ایستگاه‌های مرکزی مترو است. وحید مشتاق مسئول اتاق کنترل مترو، تصویر این جوان را از دوربین‌های امنیتی می بیند و به او مشکوک می‌شود. نیروهای امنیتی و انتظامی برای دستگیری جوان ناشناس اعزام می‌شوند ولی او را نمی‌یابند تا اینکه... .

چهل سالگی 1387

چهل سالگي آغاز ميانسالي است. خيلي ها در اين دوره ياد گذشته مي كنند و عشق هاي قديمي شان را به ياد مي آورند و قصه هايشان را مرور مي كنند و شايد براي بچه هايشان بخوانند: روزي پادشاهي در ميان مردم چشمش به دختر جواني افتاد و عاشق او شد. پادشاه تا دختر را به قصرش آورد، دختر بيمار شد. هيچ كدام از طبيب هاي شهر نتوانستند بيماري دختر را تشخيص دهند. پادشاه دست به دعا برداشت و در خواب طبيب پيري را ديد...

دریاچه ماهی 1395

این فیلم نگاهی به وقایع پس از جنگ دارد و داستان چند خانواده را روایت می‌کند که در نقطه مشترکی به یکدیگر می‌رسند و در این میان عشق گمشده‌ای پیدا می‌شود.