برچسب مسیح حدپور سراج

خوابهای دنباله دار 1388

داستان این فیلم در مورد دختری است به نام ریحانه( آرمیتا مرادی )که می خواست فردا امتحان بدهد. شب در خواب می بیند که معلمشان تصادف می‌کند. او از خواب می پرد و روز بعد موقع امتحان معلمشان خانم همتی سر کلاس نیامد و ریحانه ناراحت پیش خانم مدیر می‌رود و قضیه خواب با جزئیات کامل را می گوید و آن‌ها وقتی با خانه میترا همتی تماس میگیرند معلوم می‌شود که همه جریانات درست است. ولی اثری از خانم همتی پیدا نمی‌کنند ولی وقتی دوباره ریحانه به خواب می‌رود دوباره ادامه خواب را می بیند که خانم همتی تصادف نکرده ولی با پیرزنی برخورد می‌کند و پای پیرزن مجروح می‌شود و مجبور می‌شود که وسایل پیرزن را به همراهش تا خانه‌شان ببرد. پیرزن در آپارتمانی زندگی می‌کرد که نگهبان آن دختری داشت که ناقص بود و مدرسه خانم همتی آن را قبول نمی‌کرد و آن دختر را بیرون کرده بودند. دختر از آن‌ها خیلی ناراحت بود. موقعی که خانم همتی وسایل پیرزن را تحویل داد و خواست برگردد آن پله‌های سقوط می‌کند و به طبقه همکف می افتد و بیهوش می‌شود و آن دختر ناقص او را می برد و می بینند. از طرفی ریحانه با پلیس همکاری می‌کرد و به خواب می رفت و از ادامه ماجرا با خبر می شد. در پایان خانم همتی که دید دختر آن را بسته و بسیار از آن‌ها ناراحت است وقتی دختر او را آزاد کرد او برگشت و به دختر درس داد.

آپاندیس 1395

لیلا برای گرفتن جواب آزمایش خود به بیمارستانی می‌آید که شوهر دومش محسن در آن کار می‌کند. او درحالی که منتظر گرفتن جواب آزمایش است به زری و رضا دو آشنای قدیمی برخورد می‌کند. زری از شدت درد آپاندیس به خود می‌پیچد.

موعد دفترچه زری سرآمده و رضا چون پول ندارد تا زری را آزاد درمان کند از لیلا می‌خواهد تا دفترچه خودش را در اختیار او بگذارد. این کار غیر قانونی مشکلاتی را به وجود می‌آورد که سرآغاز ماجراهای بعدی است.

برادرم خسرو 1394

خسرو ( شهاب حسینی ) مرد جوانی است که به بیماری دو قطبی مبتلاست و باید مدتی را در خانه برادرش ناصر ( ناصر هاشمی ) و همسرش ( هنگامه قاضیانی ) بگذارند. اما رفتارهای عجیب و کودکانه خسرو آرامش خانه ناصر را از بین می برد و...

بزرگ مرد کوچک 1390

داستان فيلم به اوايل جنگ و حمله عراق به خرمشهر باز مي گردد. اين نوجوان تنها به انگيزه دفاع از آب و خاك و ناموس، رشادت هاي بسياري را بروز داده است. اين نوجوان در ابتدا به دست نيروهاي عراقي مي افتد و مورد ضرب و شتم قرار مي گيرد اما اعتماد عراقي ها را جلب كرده و مواد غذايي، مهمات و گراي دشمن را به نيروهاي ايراني مي رساند.