برچسب مسیب قنبری

بی همه چیز 1399

در روستایی پیش از انقلاب فردی خان‌زاده با نام امیر به عنوان قاضی محلی در روستا فعالیت می‌کند و به خاطر سابقه خوبی که داشته، مردم به او اعتماد کامل دارند و بخش مهمی از کارهای روستا را به امیر سپرده‌اند. حال پس از سال‌ها یکی از اهالی روستا با نام لی لی که از روستا به خاطر تهمت مردم به فاحشه بودن رفته، به عنوان اشراف‌زاده به روستا برمی‌گردد و به مردم وعده می‌دهد که در صورت کشتن امیر، پول زیادی به آن‌ها خواهد داد…

سایه بان 1396

داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار می‌کند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن می‌رود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمی‌تواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بی‌پول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری می‌کند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار می‌آورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.

سهراب و سعید که در منطقه‌ای فقیرنشین رشد یافته‌اند، تا پای جان تلاش می‌کنند تا با امید چراغ خانه‌هایشان را روشن نگه دارند. آن‌ها در برابر سرنوشت ایستادگی می‌کنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینه‌شان در خطر می‌افتد و…

نیسان آبی 1400

داستان این اثر در رابطه با یک راننده است که با نیسان آبی کار می کند . او وضع مالی مناسبی ندارد . اما یک اتفاق باعث می شود تا او ثروتمند شود . اما در این بین داستانها و اتفاقات دیگری رخ می دهد که باعث می شود تا مسیر زندگی او به طور کلی دگرگون شود

میخواهم زنده بمانم 1399

داستان سریال در سال ۱۳۶۸ خورشیدی، کمی پس از پایان جنگ ایران و عراق و قبل از ادغام کمیته، شهربانی و ژاندارمری در نیروی انتظامی، رخ می‌دهد. هما حقی (سحر دولتشاهی) و نامزدش نادر (پدرام شریفی) به همراه خانوادهٔ حقی آماده می‌شوند تا برای شب تولد همایون حقی، پدر خانواده (بابک کریمی) او را غافلگیر کنند. اما ساعتی پس از رسیدن پدر تمام خنده‌ها به غم تبدیل می‌شود، هما در دو راهی سختی قرار می‌گیرد…

خورشید 1398

علي کودک کاري است که در يک اوراقي لاستيک کار مي‌کند و مادرش هم به خاطر مشکلات رواني در بيمارستان بستري شده است. او که وضع مالي چندان خوبي ندارد توسط يکي از هم‌محلي‌هاي خود از وجود يک گنج در زيرزمين مدرسه آگاه مي‌شود و تصميم مي‌گيرد با دوستان خود در يک ماجراجويي تازه به سراغ اين گنج برود.

آستیگمات 1396

مردی بعد از جدایی چند ساله از خانواده برگشته و می خواهد خانه اش را از زن و پسر و عروس و نوه اش پس بگیرد. پسرش که در زیرزمین خانه زالو پرورش میدهد و می خواهد از این راه ثروتی بهم بزند، سعی می کند زن و مرد را آشتی دهد تا در خانه بمانند اما مادرش می خواهد با مردی دیگر ازدواج کند...