برچسب مسعود کیمیایی

اعتراض 1378

اميرعلي كه شريفه، نامزد برادرش رضا، را به دليل رابطه نامشروعش با مردي به نام احمد به قتل رسانده، پس از دوازده سال از زندان آزاد مي شود. پيش از آزادي، هم سلولي اش محسن دربندي، انگشتري به او مي دهد و به او سفارش مي كند پس از گرفتن طلب او از مردي بيرون از زندان، از زني به نام مجدي حمايت كند و سر و ساماني به زندگي او بدهد. بيرون از زندان، مادر او كه حالا نابينا شده به همراه برادران و خواهران اميرعلي و شوهرخواهرش به استقبال او مي آيند و اميرعلي درمي يابد كه در غياب او پدرش از فراغ او مرده و يوسف، يكي ديگر از برادرهايش، در يك آسايشگاه رواني بستري است. يوسف در جران تظاهرات دانشجويي بر اثر ضرباتي كه به سرش وارد آمده دچار اختلال رواني شده است. رضا، برادر آزادشده اش را به يك پيتزافروشي در شمال شهر كه محل كار اوست مي برد. رضا عاشق دختر پولداري به نام لادن است كه به اتفاق دوستانش از مشتريان دائمي پيتزافروشي است، و از طرفي تلاش مي كند به ناراحتي هاي رواني دوست معتادش قاسم پايان دهد. اميرعلي به زودي مجدي را پيدا مي كند و در حالي كه تصور مي كرده مجدي همسر محسن است، درمي يابد كه او زني بيوه و در واقع خواهر هم سلولي اش است كه با دختر كوچكش عاطفه زندگي مي كند. اميرعلي دلباخته مجدي مي شود و در ملاقاتي در زندان با محسن از او اجازه عروسي با خواهرش را مي خواهد و محسن نيز مي پذيرد. از سويي رضا به لادن مي گويد كه به خاطر اختلاف طبقاتي ميان خانواده آن دو، ازدواجشان غيرممكن است و بهتر است از يكديگر جدا شوند. لادن با ناراحتي مي پذيرد. يك شب رضا كه طبق معمول براي يكي از خانه ها پيتزا برده، متوجه حضور دوستان لدن در ميهماني اي كه در آن خانه برپاست مي شود و سپس خود لادن را نيز مي بيند. رضا با ناراحتي به پيتزافروشي برمي گردد و مدتي بعد دوستان لادن نيز به پيتزافروشي مي آيند و به او مي گويند كه امشب عقدكنان لادن است ولي هنوز عاقد نيامده است. اميرعلي كه موفق شده طلب محسن را بگيرد، در راه بازگشت با احمد، فاسق نامزد سابق برادرش، روبرو مي شود و احمد او را با ضربه هاي متعدد چاقو مي كشد در حالي كه اميرعلي در خيابان و زير باران شديد آخرين نفس ها را مي كشد، لادن به پيتزافروشي كه دوستانش در آن جمع شده اند، نزد رضا بازمي گردد.

سربازهای جمعه 1382

آصف، رضا، سعيد و فرامرز چهار سرباز هستند كه يك روز جمعه به ديدن خانواده هايشان مي روند رضا در مراسم ختم مادرش متوجه مي شود كه خواهرش به جرم قتل همسرش زنداني شده و به پدرش نيز دختري را صيغه كرده است. آصف كه از خانواده اي مرفه است، مي فهمد كه خواهرش نقره، از عشق استادش به اعتياد روي آورده. فرامرز كه خواننده است به استوديو مي رود و اثر تازه اش را مي خواند. سعيد كه اهل سياست است و سوداي رفتن به خارج را دارد در روزنامه مي خواند كه سه همراهش در سفر قاچاقي‌شان به خارج كشته شده اند. دوست سعيد هم مورد تجاوز قرار گرفته و دست به خودكشي زده، و حالا سعيد است كه با برخورد معقول خود مي تواند تحمل اين ننگ را براي او آسان تر كند. آنها تصميم مي گيرند انتقام خود را از مهرداد كه به خاطر عشقش به نقره، استاد او را كشته و نقره را معتاد كرده بگيرند و براي اين كار چماق هايي تهيه مي كنند. سپس همراه سرگروهبانشان به كشتارگاه مي روند و و مهرداد و افرادش را به باد كتك مي گيرند و حالا مي توانند با خيالي آسوده به سربازخانه بازگردند.

موج نو: سینمای‌ ایران ١٣٤٨ تا بعد

برای‌ اولین‌ بار در سینمای‌ جهان «موج نو» سینمای‌ فرانسه‌ رخ داد. جنبشی‌ در سینمای‌ فرانسه‌ که‌ دهه‌ ١٩٥٠ به‌ رهبری‌ منتقدان جوان تحریریه‌ مجله‌ سینمای‌ «کایه‌ دوسینما» (دفترهای‌ سینما) رخ نمود و به‌ سراسر نقاط دنیا‌ سرایت‌ یافت‌.

قاتل اهلی 1395

حاج‌آقا دکتر جلال سروش (پرویز پرستویی)، کارآفرین موفق بخش خصوصی، تصمیم به افشای خیانت‌های شرکت پیسارو که مافیای قدرت و ثروت است می‌گیرد. سیاوش مطلق (امیر جدیدی) و احمد کیا (حمیدرضا آذرنگ) فرزندخوانده‌های سروش‌اند و سیاوش نه‌تنها مورداعتمادترین فرد نزد سروش است، بلکه دلبستهٔ مهتاب (پگاه آهنگرانی)، دختر او هم هست؛ اما مهتاب رابطهٔ عاطفی با بهمن (پولاد کیمیایی)، خوانندهٔ پاپ، دارد. تعطیلی کنسرت‌ها دامنهٔ اختلافات اقتصادی سروش و شرکت پیسارو تاوانی دارد که نه‌فقط اطرافیانش بلکه همهٔ مردم باید آن را بپردازند و …

معکوس 1397

داستان فیلم داستان مردی است که در تصادفی همسرش ا از دست داده و متهم شناخته شده و به زندان رفته و ضمن اینکه موظف به پرداخت دیه همسرش شده، پسرش را هم از دست داده است و به خانواده همسرش به‌اجبار قانون واگذار کرده.او با گذشته و کودکی، پدرش که ترکشان کرده، مادرش که جواب سؤالاتش درباره پدر را نمی‌دهد و رفیق قدیمی پدر که او را زیر کلی نگاه سنگین و حرف‌هایی که پشت سر او و مادر قهرمان می‌زدند بزرگ کرده مشکل دارد و می‌خواهد تکلیفش را با گذشته خود یکسره کند....