برچسب مسعود کرامتی

رو به آسمان 1384

داستان مردی به نام حامد را روایت می کند که مدیر یک شرکت حمل و نقل است اما دارای مشکلات فراوانی است که می بایست آنها را حل کند اما دچار مشکلی می شود که در مسیر حل مشکل بر اثر اتفاقی حافظه اش را از دست می دهد و وارد دوران نقاهت می شود.

خانه ما 1379

فرهاد تهرانی یک استاد فیزیک و عضو هیئت علمی یک دانشگاه است.نیما عشق فوتبال و پویا پسر باهوش ولی درس نمی خواند و شیطان خانواده است.آیدا نیز کودک ۵.۵ ساله ی بامزه و باهوش ولی ساده باور است که معمولا توسط پویا دست انداخته میشود.سارا اقتصادی و گاه خسیس و علاقمند به فیلم سازی است. آذر مادر خانواده به گل و گیاه علاقه دارد.در قسمت های ابتدایی پدربزرگ خانواده نیز حضور داشت که در قسمت های بعدی به بهانه سفر به اهواز حذف می شود و در چند قسمت مانده به آخر نقش محدودی ایفا می کند.داستان از خرید خانه توسط پدر آغاز میشود...

نوبت لیلی 1401

لیلی از طریق کتابی مرموز در می‌یابد که او و خانواده‌اش تاکنون در زمان و مکان‌های بسیاری زیسته‌اند و اکنون «نوبت لیلی» است تا با رمزگشایی از کتاب و یافتن تابلوی ارزشمند نیاکانش دست به انتخابی بزند که به تمام این زندگی‌های زیسته معنا بدهد و ...

راه بی پایان 1386

این مجموعه درباره ارتباطات ناسالم اقتصادی و نقش باندهای مافیایی در پولشویی و معاملات غیرقانونی است: «بهزاد» و برادر همسرش «کامران» به‌اتفاق «اکبر» سال‌هاست که با هم دوست و همکارند. «بهزاد»، مدیرعامل یک شرکت واردات و صادرات است که «اکبر» هم در آن شریک است. بعد از خواستگاری اکبر از دختر بهزاد و مخالفت او، بهزاد تصمیم می‌گیرد از شرکت جدا شود و…

شب طلایی 1400

در خانهٔ مادربزرگ، همه خانواده دور هم جمع شده‌اند تا جشن تولدی برای مادربزرگ بگیرند. همه چیز خوب پیش می‌رود تا اینکه داماد خانواده که به دلیل سفر در این مهمانی حضور نداشته سرزده می‌رسد و شمش طلایش را می‌خواهد که چندین وقت قبل به امانت در خانه مادربزرگ گذاشته بوده‌است. با یک گشتن ساده متوجه نبود شمش طلا می‌شوند. این ماجرا آغازگر تنشی بزرگ در بین اعضای خانواده است. تمام افرادی که حضور دارند انگیزه‌هایی برای برداشتن شمش طلا دارند و به مرور بحران پیچیده‌تر می‌شود.

کمین 1379

زهره به همراه فرزند خردسالش، به محله ای جدید می‌رود. در این محله با چندین خانواده آشنا می شودکه هرکدام درگیری‌ها ومشکلات خاص خودرا دارند. زن در جستجوی مردی به این محله آمده که عامل تباهی زندگی و ویرانی کانون خانواده اش بوده واو را در شرایطی می‌یابد که آشوب وفتنه دیگری را درخانه ای دیگر تدارک می‌بیند