صفا با خانواده 1405
این سریال داستان زندگی پرحادثه مردی است که ناخواسته درگیر سوءتفاهم میشود؛ سوءتفاهمهایی که تغییرات و چالشهای پیش روی او را خلق نموده و ساختار داستانی پرکشش با محوریت وقایع جنگ 12 روزه را شکل میدهد.
این سریال داستان زندگی پرحادثه مردی است که ناخواسته درگیر سوءتفاهم میشود؛ سوءتفاهمهایی که تغییرات و چالشهای پیش روی او را خلق نموده و ساختار داستانی پرکشش با محوریت وقایع جنگ 12 روزه را شکل میدهد.
این سریال در هر قسمت به داستانی اجتماعی پیرامون ماموری به نام «عماد عرفانی» با بازی پژمان بازغی میپردازد. او به دنبال داستانهایی است که در گوشه و کنار شهر گم شدهاند و کمتر کسی پیگیر آنهاست.
فرهاد شکیبا مربی سختگیر بسکتبال است که با مادر بهنام نادری، نویسنده جوان ازدواج میکند. بهنام که مخالف ازدواج مادرش است با فرهاد اختلاف بسیاری پیدا میکند و در نهایت مادر منزل را ترک میکند. بهنام و فرهاد بعد از یک درگیری و مشاجره با هم آشتی میکنند و مادر نیز به خانه برمیگردد.
شیشه های بخارگرفته قصه فردی است که در کار و مسائل مالی مورد سوءظن قرار می گیرد؛ بنابراین برای جبران مشکلات خود به کارآفرینی روی می آورد. اما در این مسیر با ماجراهایی روبه رو می شود که آغاز داستان فیلم سینمایی «شیشه های بخارگرفته» است.
داستان سعید و ستاره است که با وجود تهدیدهای یک مزاحم ناشناس با هم پیوند زناشویی میبندند؛ اما در پی سفری، برای ستاره حوادثی پیش میآید و زندگی آنها دستخوش تغییرات بزرگی میشود...
بهادر شفیعی یک لات است که عاشق خانوادهاش است اما هربار یک خرابکاری میکند. پدرش او را از خانه بیرون کرده و در زندان به سر میبرد. او به شرط پابند آزاد میشود و باید تا یک ماه از محدوده مشخص بیرون نرود و هر روز ساعت ۱۲ ظهر خودش را به کلانتری معرفی کند. او عاشق یک خانم دکتر دندانپزشک میشود که در خیابان وقتی عدهای مزاحمش شده بودند، بهادر یک کتک حسابی بهشان زده. او در تلاش است تا خانوادهاش را راضی کند برایش به خواستگاری بروند. او دارای سه خواهر به نامهای بهاره، بهنوش و سوسن است و پدرش حسینآقا در آموزشگاه رانندگی کار میکند و صاحب آبرو و اعتبار هستند. بهادر با کمک داییاش که از لاتهای قدیمی تهران بوده در پی جلب رضایت خانواده قدم برمیدارد.
«بانکی ها» قصه یک خانواده و اقوام آنهاست که نام خانوادگی همه آنها «بانکی» است و همگی در یک بانک خصوصی مشغول به کار هستند...
داستان این فیلم تلاقي عجيب زندگي دو زوج جوان است و داستان جواني را به تصوير ميكشد كه مرتكب به قتل جنگلباني شده است. اين جوان براي طلب بخشش به امامزادهاي متوسل ميشود، همان جا و همزمان همسر مقتول كه بيماري لاعلاجي دارد پس از فوت همسرش تصميم گرفته تا تنها فرزندش را به امامزاده بسپارد. جوان غافل است از اينكه دست تقدير سرنوشتهاي اين دو نيازمند را به هم گره زده است...