روزی روزگاری آبادی 1404
سریال«روزی روزگاری آبادی» بازگشت «داوود» به همراه مادرش به روستای زادگاهش را روایت میکند؛ بازگشتی که با چالشهای خانوادگی، رقابت بر سر کسبوکار بسته و کشف رازی مشکوک همراه میشود.
سریال«روزی روزگاری آبادی» بازگشت «داوود» به همراه مادرش به روستای زادگاهش را روایت میکند؛ بازگشتی که با چالشهای خانوادگی، رقابت بر سر کسبوکار بسته و کشف رازی مشکوک همراه میشود.
داستان سریال شغال دربارهی پسری به نام کامیار است که پس از سالها به ایران بازگشته و مدیریت شرکت خانوادگی را بر عهده میگیرد. او درگیر یک بازی پرخطر قمار میشود که باخت در آن منجر به از دست رفتن زمین اجدادیشان میشود. در این میان، دختر نظافتچی جدید خانواده، آوا، وارد ماجرا شده و مسیر داستان را تغییر میدهد.
نیلگون به اصرار پدرش با سیروان قرار می گذارد اما دل او نزد شهاب است. با این حال…
به دنبال درگذشت پدر خانواده در جریان برگزاری عروسی که چندبار بهم خورده است، خانواده او قصد پنهان کردن این خبر را دارند.
داستان این فیلم مربوط به صحنههای نصب تندیس شهدای غواص زیر آبهای نیلگون خلیج فارس و صحنه های رزمندگان غواص در دوران هشت سال دفاع مقدس در شهرک سینمایی انقلاب و دفاع مقدس است
داستان مجموعه دربارهٔ پدر میانسالی به نام «اسدالله» است.اسداللهخان پدری مهربان،خانوادهدوست،دلسوز و در عین حال سختگیر و پرصلابت است.به باور او همهٔ پسرانش پس از ازدواج میبایست در خانهٔ بسیار بزرگ او زندگی کنند.او چنین سیاستی را در مورد دو دخترش «مهری» و «زری» در پیش نگرفته و به همین جهت آنها دارای زندگی مستقلی هستند.
ماجرای اصلی فیلم از ازدواج آخرین فرزند او «ناصر» آغاز میشود.ناصر که با دخترعموی خود «آذر» وصلت کرده به ناچار باید همانند دو برادر بزرگتر خود در خانهٔ پدری زندگی کند.اما همسرش آذر که شاغل است و استقلالطلب و لجباز،زندگی در خانهٔ پدرشوهر را منطقی نمیداند و شروع یک زندگی کاملاً مستقل و بهدور از دخالتهای دیگران را طلب میکند...
هسته اصلی این سریال دبیرستان دخترانهای بود که با پی گرفتن دغدغهها و مشکلات دختران نوجوان سعی داشت مشکلات این گروه سنی را به تصویر بکشد. با این حال محوریت خاص قصه روی شخصیت شکیبه (با بازی آزیتا حاجیان) معلم امور تربیتیای بود که سعی میکرد با فعالیتهای مثبت و ثمربخش خود چهرهای مناسب از این طیف آموزشی در مدارس به نمایش بگذارد. شکیبه با ارتباطی که با دختران نوجوان داشت، دغدغههای آنها را بررسی میکرد.
داستان این مجموعه تلویزیونی از زخمی شدن حسن بن علی و رفتن وی به مدائن که حاکم آن عموی مختار است شروع میشود. مختار از طرف عمویش فرا خوانده میشود تا از حسن بن علی محافظت کند. بعد از مسموم و کشته شدن حسن مجتبی توسط همسرش جعده در ادامه، داستان به وقایع سال ۶۰ هجری و مرگ معاویه و حکومت یزید و جریان بیعت گرفتن از حسین بن علی رفته و در نهایت پنج سال بعد از حادثه عاشورا، مختار به عنوان رهبر سومین قیام پس از عاشورا با متحد کردن شیعیان با شعار «یا لثارات الحسین» به خونخواهی حسین بن علی و شهدای کربلا قیام میکند.