برچسب مسعود فیروزه

دوردست 1388

داستان این فیلم درباره پدر و پسري از روستايي دور دست است كه به تهران مهاجرت كرده‌اند. پدر زندگي در تهران را بر نمي‌تابد و همين موجب اختلافاتي بين او و پسرش شده است غافل از اينكه پسر براي زندگي در تهران دلايلي غير از جذابيت‌هاي يك شهر مدرن دارد.

سرهنگ ثریا 1401

فیلم سرهنگ ثریا درباره مادری است که فرزندش توسط گروه منافقین به پادگان اشرف رفته و مادر تلاش خود را برای آزادی فرزندش از دست این گروه تروریستی انجام می‌دهد…

اگر باران ببارد 1386

مهتاب دانشجوی رشته معماری برای تنظیم پایان نامه‌اش رابطه دوستانه‌ای با استاد راهنمای خود اعلاء ایجاد می‌کند و این ارتباط منجر به ایجاد احساس عاشقانه یک سویه از طرف استاد راهنما به او می‌شود و...

در فلق بود 1388

حوریه و فرهاد زوج جوانی هستند که به دلیل بلند پروازی‌های فرهاد دچار مشکل مالی می‌شوند فرهاد که می‌خواهد حوریه را طلاق دهد چون به خودش امید ندارد اما حوریه با عنایت به آقا علی‌بن‌موسی‌الرضا (ع) دوباره به زندگی ساده خود بازمی‌گردد تا سعادتمند شوند.

کودک و سرباز 1378

بهمن امين پور سرباز وظيفه پاسگاهي در يكي از روستاهاي خراسان است كه مي خواهد نيمه اول تعطيلات نوروز به روستاي خود در شمال برود تا مقدمات خواستگاري اش را فراهم كند، اما فرمانده اش به او مرخصي نمي دهد. شب عيد، كودك بزهكاري را به جرم سرقت گردن بندي به پاسگاه مي آورند كه مشخص مي شود از كانون اصلاح و تربيت تهران فرار كرده است. فرمانده سرباز را مأمور برگرداندن پسربچه به تهران مي كند و اجازه مي دهد پس از مأموريت به مرخصي برود. سرباز، قسمتي از مسير را به كمك يك راننده كاميون طي مي كند، و پس از وقفه اي كه بر اثر فرار پسرك پيش مي آيد، او را پيدا مي كند و به علت فقدان اتومبيل براي حركت به تهران، به روستاي زادگاه خود مي برد. در آنجا، گردن بند در اثر يك سوءتفاهم نصيب خواهر سرباز مي شود. پس از آن سرباز و كودك به تهران مي رسند و معلوم مي شود والدين پسربچه كه از فرارش بي خبر بودند در اين مدت به تهران آمده بودند تا ضمانت او را براي آزادي بكنند. پسربچه از اين كه نتوانسته والدينش را ببيند ناراحت مي شود و سرانجام به كانون اصلاح و تربيت تحويل داده مي شود.

نزدیکتر بیا 1388

قصه فیلم «نزدیکتر بیا» روایتگر داستان زندگی سربازیست که در پاسگاهی واقع در شمال کشور خدمت می‌کند. وی شیفته دختری به نام حیران می‌شود که در روستای مجاور پاسگاه زندگی می‌کند و معلم مدرسه‌ای در نزدیکی پاسگاه است و…

نامه ای به ناشر محترم 1389

داستان یک استاد دانشگاه را روایت می کند که مدت هاست کتاب نمی نویسد اما در پی حادثه ای با دانشجویی آشنا می شود که داستان می نگارد و از طریق او با پرداخت پول قصه هایش را به چاپ می رساند اما به مرور دانشجو پول بیشتری طلب می کند و استاد گلایه های خود را به ناشر در قالب نامه ای ارسال می کند نامه منتشر شده و به چای ششم می رسد بدون انکه کسی بداند این تنها نامه ای گلایه آمیز بوده است.

زمانی برای درنگ 1387

“عزیزی” در تدارک ساخت کارخانه ای است که موانع جدی سر راه او قرار میگیرد. “مصطفی” مدیر عامل این کارخانه در راه بازگشت به تهران با دختری آشنا میشود که او را به فضای ناشناخته ای میبرد…