نیاز 1394
دربارهٔ زوج جوانی به نام پیمان و کمند است که در خارج از کشور باهم آشنا شدهاند و ازدواج میکنند. در بازگشت به وطن سیما مادر پیمان که برای اولین بار عروسش را میبیند واکنشهایی در این خانواده برمیانگیزد و در هر قسمت اتفاقهایی رخ میدهد.
دربارهٔ زوج جوانی به نام پیمان و کمند است که در خارج از کشور باهم آشنا شدهاند و ازدواج میکنند. در بازگشت به وطن سیما مادر پیمان که برای اولین بار عروسش را میبیند واکنشهایی در این خانواده برمیانگیزد و در هر قسمت اتفاقهایی رخ میدهد.
شهر افسانهها توسط دیو بزرگ دچار طلسم تکرار میشود. این در حالی است که شب هزار و یکم، شهرزاد قصهگو به صبح رسیده و قرار است به دستور حاکم بزرگ جشن عروسی خاله سوسکه و آقا موشه برگزار شود؛ اما به خوشبختی نمیرسد…. داستان فیلم به گونه ی به پایان رسید که ادامه دار بودن این سریال و احتمال ساخت فصل دوم را قوت میدهد.
این فیلم زندگی مردی به نام طاها ریاحی که تاجر دارو است را روایت میکند که با بروز اتفاقاتی دگرگون شده و سرنوشت عجیبی برای او و دخترش رقم میخورد. او پس از سالها به ایران بازمیگردد و به دنبال دختر گمشده خود میگردد و متوجه میشود که نادر و زیور، خواهرزاده و همسر خواهرزادهاش، نتوانستهاند از دخترش نگهداری کنند و دخترش از خانه به دلیل آزار و اذیت آنها فرار کرده و میان گروههای تکدیگری سر درآورده است. زیور و نادر سعی دارند دختر خودشان که بیتا نام دارد را جای باران، دختر طاها، جا بزنند اما اوضاع آنطور که باید پیش نمیرود و باران به دنبال پدر خود میگردد و این در حالی است که شکیب سردسته تکدیگرها قصد اخاذی و به دست آوردن پول از طریق این خانواده را دارد؛ در این میان کیانوش پسر جوانی که از زمان کودکی با باران در سر چهار راه آشنا شده بود و او را به شکیب معرفی کرده بود عاشق باران شدهاست و در این حال شکیب توسط یکی از پسران تکدی گری کشته میشود و همسر او آفرین به دلیل بچه در شکم داشتن و خونریزی پیش از حد میمیرد و نادر با خانواده به سمت یک بندر میروند تا با دوست نادر دیدار کنند دوست نادر به نادر پیشنهاد میدهد که خودش به مالزی بروند وخانواده به مرز ترکیه بروند ولی نادر گول میخورد و معلوم نمیشود چه اتفاقی برایش میافتد و زیور و بیتا در تونل تصادف میکنند و بیتا به بیمارستان منتقل میشود طاها هم دختر خود را پیدا میکند و زیور هم به گدایی میافتد.
داستان از جایی شروع می شود که دو همسایه که خانه هایشان روبروی هم است، در یک شب دو بچه را بدنیا می آورند. حال تمام کش مکش داستان از شیر خوردن یکی از بچه و شیر نخوردن دیگری آغاز می شود. شروعی ساده که با حضور یک دانشمند گوشه نشین به یک موضوع جذاب تبدیل می شود. این دانشمند با تولید مادهای جایگزین برای شیر مادر باعث می شود سرنوشت این دو کودک در آینده تغییر کند.
فرهاد ( احمد مهرانفر ) و الهه ( نگار جواهریان ) قرار است در چند ساعت آینده در حیاط خانه جدیدشان، مراسم ازدواجشان را برگزار کنند. اما ساکنین قبلی خانه به نامهای محسن ( رضا عطاران ) و مژگان ( پانته آ بهرام ) که می بایست خانه را پیش از مراسم عروسی تحویل این زوج جوان می دادند، دچار مشکل می شوند و حالا این دو خانواده می مانند و کلی وسائل که در خانه و حیاط قرار گرفته است.
داستان این فیلم دربارهٔ یک مجرم زندانی است که به مدت ۲۴ ساعت از زندان مرخصی گرفته و در این مدت میکوشد به زعم خود، اسباب سوء استفاده از گروهی از مردم را فراهم آورد.
داستان درباره زندگي يک پسر عمو و دختر عمو است که در زندگي خانوادگي شان اختلافات زيادي به وجود ميآيد. آنها با دستور و راهنماييهاي پدربزرگ خود مجبور ميشوند تمامي اختلافات خانوادگي شان را حل کنند… .