کمی دور کمی نزدیک 1393
کمی دور، کمی نزدیک عنوان یک مستند نمایشی است که با بهره گیری از نظرات کارشناسی و روایت یک مجموعه داستانی، معضل سوءمصرف مواد مخدر و پیشگیری و مبارزه با آن را واکاوی میکند.
کمی دور، کمی نزدیک عنوان یک مستند نمایشی است که با بهره گیری از نظرات کارشناسی و روایت یک مجموعه داستانی، معضل سوءمصرف مواد مخدر و پیشگیری و مبارزه با آن را واکاوی میکند.
سریال رستگاری داستانی ماورائی دارد ، داستان دو برادر کارخانه دار که نام یکی از آنها حافظ ( با بازی محمود پاک نیت) است، مردی طماع و پرکینه که در عالمی برزخ دست و پا می زند که خود آن را ساخته است.
«جهیزیه پر ماجرا» درباره چند نوجوان است که برای تهیه جهیزیه خواهر یکی از بچه ها که دچار مشکل مالی است، دست به کار میشوند و میخواهند با تصورات نوجوانانهشان به آنها کمک کنند.
عمو سبیلو، عمو دلبر و گلی، سه تا عروسک هستند که روزی برحسب اتفاق به خانۀ علی وارد میشوند.
ماجرا از این قرار بود که روزی عمو دوستی، صاحب عتیقهفروشی محله، راز بزرگی را که در یک چمدان کرمرنگ مخفی کرده بود، به علی که تنها فرد قابل اعتماد او بود میسپارد. راز بزرگ او سه عروسک به نامهای عمو سبیلو، عمو دلبر و گلی خانم هستند که میتوانند حرف بزنند و حرکت کنند. عمو دوستی متوجه شده بود که کسی قصد رُبودن عروسکها را دارد. او برای اینکه عروسکها را از شرّ دزد نجات دهد مجبور میشود موقتاً آنجا را ترک کرده و عروسکها را در جای امنی پنهان کند. علی هم قول میدهد در این مورد به هیچکس چیزی نگوید. از طرفی دایی علی که در شهرستان زندگی میکند بدلیل اینکه هم درس میخواند و هم کار میکند، پدر و مادر علی یک اتاق در اختیار او قرار دادهاند و علی نیز از این فرصت استفاده کرده و عروسکها را در اتاق دایی نگهداری میکند. اما چطور این سه عروسک که چندان هم ساکت و بیسر و صدا نیستند میتوانند صحبت کنند، خود راز دیگری است که باید ببینید...
دکتر معتمدی ریاست بیمارستان برای شرکت در یک همایش عازم ژنو میشود. اعضای هیئت مدیره طی جلسهای تصمیم می گیرند موقتا خانم دکتر شاکری را به عنوان مدیریت بیمارستان برگزینند. ماشامنش یکی از سهامداران و اعضاء هیئت مدیره با این موضوع مخالف است و در این راستا با کمک مش تیمور نگهبان بیمارستان شخصی به نام داود را اجیر میکند و داود نیز با کارشکنی و خرابکاری در بیمارستان سعی دارد مدیریت خانم شاکری را زیر سوال ببرد
این مجموعه نمایشی با محوریت پیشگیری از گرایش به مصرف مواد مخدر و در دو اپیزود متفاوت در دو دوره زمانی قجر و رئال(پارک) تشکیل شده است!
جهانگیر و ساسان برای تبادل مجسمه ای عتیقه و چند میلیون دلاری در کمپ گردشگری ناهارخوران حضور به هم رسانده اند، طی اشتباهی، مجسمه را گم کرده و مجسمه بدست یکی ازخانواده های میهمان می افتد و ماجراها، شروع می شود