مستوران 2 1401
داستان فصل دوم 20 سال بعد از اتفاقات فصل نخست را روایت میکند.
داستان فصل دوم 20 سال بعد از اتفاقات فصل نخست را روایت میکند.
مَرد و مریم برای یافتن گمشده شان همراه با سه جامانده از یک گروه سیرک، وارد سفری پر ماجرا در جاده ها می شوند ...
در یک مهمانی مادر بزرگی مورد نامهربانی قرار می گیرد و بچه ها متوجه می شوند. مادربرزگ می گوید گل مهربونی خشک شده و در قصه هاست. بچه ها تصمیم می گیرند به دنیای قصه ها بروند تا گل مهربونی را پیدا کنند.
سه جوان که برای گذران زندگی در رستوران آواز میخوانند به خاطر اینکه تن به اجرای موسیقی مبتذل و کوچه بازاری (خالتور) نمیدهند از کار خود اخراج میشوند. آنها که به شدت بیپول هستند مجبور میشوند برای اجرای در یک مراسم ختنه سوران به اطراف تهران بروند در راه با ماشینی مواجه میشوند که تصادف کرده است. آنها برای کمک به سرنشینان ماشین اقدام میکنند و جان مرد میانسالی به نام عضدی را نجات میدهد. عضدی که سرمایهدار و میلیارد است به آنها میگوید که احتمالا اشخاصی قصد جان او را داشته اند و از آنها میخواهد که مدتی پیش آنها بماند و وانمود کند که در تصادف کشته شده است تا بفهمد چه کسی قصد کشتن او را داشته است...