برچسب #مسعود دیانی
برف بی صدا می بارد 1399
مجموعه برف بی صدا می بارد قصه اي درام، اجتماعی و خانوادگی دارد کـه در آن داستان زندگی یک خانواده پنج نفره بـه تصویر روایت شده اسـت.
نوار زرد 1396
این سریال داستان یک سرگرد آگاهی به نام کاوه کیهان را روایت میکند که گره پروندههای جنایی را باز میکند و در این میان به پرونده ای برمیخورد که کشف واقعیت پای زندگی شخصی اش را به میان میکشد این واقعیت بر میگردد به سالها پیش زمانی که در بم خدمت میکرد و زلزله بم…
جشن دلتنگی 1396
روایت از تنهایی انسان معاصر. جهان، مردی 32 ساله که سودای شهرت دارد. افسانه و رضا در میانسالی مشکلات تازه ای تجربه می کنند. کاوه و لاله در انتظار تولد اولین فرزندشان هستند و سارا، دختر جوانی است که تصمیم دارد با هویت جدیدی به زندگی خود ادامه دهد.
روز بود و شب بود و درد بود
مسعود دیانی به واسطه کلماتش دریچهای از یک جهان دیگر برای خوانندگان باز کرده بود. عالمی که احتمال داشت ما هم روزی درگیرش شویم؛ اما آیا میتوانستیم مثل مسعود دیانی امیدوارانه از دردهایمان بنویسم؟
مسعود دیانی و روایتهای نابش در روزهای سرطانی؛ درد رنگ و بوی غنچه دل است!
به گزارش مجله خبری تپـــــور، جهان برایش حول کلمات میگذشت. اما نه مانند نویسندهها؛ بلکه کمی صادقتر و نه مانند شاعرها بلکه بسیار عاشقتر. بسیاری از افراد، «مسعود دیانی» را با تجربه و روز نوشتهای بیماریش شناختند. عدهای دیگر هم با برنامه «سوره» و تعداد اندکی نیز با برنامه «شب روایت» و مجله«الف یا». اساتید حوزه علوم انسانی نیز او را به عنوان یک روحانی دین پژوه میشناسند.
