ممنوعه 1397
ممنوعه داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت میکند، از دغدغههای امروز جوانان تا آسیبهای مسائل روز خانوادگی و اجتماعی و...
ممنوعه داستان سه نسل را به صورت همزمان و پیوسته روایت میکند، از دغدغههای امروز جوانان تا آسیبهای مسائل روز خانوادگی و اجتماعی و...
امیرعلی (امین ایمانی) آموزگار جوان مدرسهای در محله گلابدره با عاطفه (مریم معصومی) دختر ماشااالله خان(مجید مظفری) یکی از متمولین گلابدره ازدواج میکند، امیرعلی که پدرش مشتی بابا(داریوش کاردان)سرایدار خانه باغ تیمسار بازنشسته و مقیم فرنگ است عاطفه را برای زندگی مشترکش به خانه باغ و منزل کوچک سرایداری پدر میبرد، امیرعلی هنوز یکماه از آغاز زندگی مشترکش با عاطفه نگذشته که به عنوان بسیجی به جبهه عزیمت مینماید. عاطفه روزها را به امید بازگشت همسرش با مرور خاطرات تلخ و شیرین و تنها در کنار حامیش مشتی بابا سپری میکند تا اینکه اولین نامه امیر علی به او میرسد و عاطفه وارد مرحلهٔ جدیدی از زندگی میشود، عاطفه متوجه میشود که باردار است و سعی میکند بوسیله نامه امیرعلی را مطلع سازد ولی هیچ جوابی از شوهرش دریافت نمیکند، بیخبری و نگرانی عاطفه از یک سو و فشارهای والدین و جو پیرامونش از سوی دیگر، سی و نه هفته بارداریش را بسیار ملالآور ساخته ولی با همه مشکلات به تنهایی مواجه میشود تا اینکه خبر شهادت همسر مفقودالجسدش به او میرسد، عاطفه شهادت امیر علی را باور نمیکند و این خود مشکلات پیرامونش را صد چندان میکند…
روایتگر داستان زندگی خانم نویسندهای است که مشغول مطالعه کتابی است و به دلیل شرایطی که دارد دغدغههای گذشته او همراه با خواندن کتاب برایش یادآوری میشود.
داستان سریال دربارهٔ یک اختلاس و فساد اقتصادی بزرگ است که خانوادهٔ شاد مرضیه، (با بازی ماهچهره خلیلی) را تحت تأثیر قرار میدهد و او را در موقعیتهایی قرار میدهد که مجبور به انتخاب و تصمیمگیری میشود. «مرضیه در تعارض کار و مذهب مجبور به انتخاب میشود. انتخاب این مسیر اتفاقات جدیدی را برایش رقم میزند و …»
داستان سریال دربارهٔ چگونگی رسیدن هفت عاشق و معشوق به یکدیگر است.
داستان این فیلم دربارهٔ آدمهایی است که دچار دوگانگی هویتی شدهاند. پس از مدت طولانی و مشکلات فراوان مینا باردار شده است و از سوی همسرش حسام احساس بیتوجهی میکند. حسام که خود را در کنار مینا میداند، درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی همکارش شیرین شدهاست.
«خندههای آتوسا» دو فیلم است در یک فیلم. دو روایت است در یک داستان. روایت اول، روایتی جذاب و پرکشش از مسافران قطاری به مقصد ترکیه که هرکدام به دلایلی عازم این سفر هستند. پسرک لال و سرخوش با بازی امیر جدیدی، جوانی تنگدست و عاصی با بازی پژمان بازغی که در پی ناپدید شدن خواهرش و شایعاتی که به گوشش رسیده عازم استانبول است تا او را بیابد، یک زوج توریست خارجی، یک زوج ایرانی که در پی یافتن شغل برای مرد به این سفر میروند، دختری مرموز و عصبی با بازی باران کوثری، دختر بیقید و اعصابخردکنی به نام آتوسا که برای آوردن لباس و لوازمآرایشی و غیره به ترکیه میرود و پزشکی که در قطار مستقر است، شخصیتهای اصلی روایت اول هستند.
تهران، 1349. علي پهلوان محل و رضا پسر بي كار طي يك درگيري خياباني با هم آشنا مي شوند. اين آشنايي به رفاقتي منجر مي شود كه گذر سالها هم آن را كمرنگ نمي كند.