برچسب مسعود تکاور

رهایی 1393

گروگان‌گیرانی باهوش و سریع اقدام به گروگان‌گیری می‌کنند تا به خواسته‌های خودشان از طریق گروگان‌ها برسند ولی شرایط برای آن‌ها آن‌طور که می‌خواهند پیش نمی‌رود و با ورود یگان ویژه پلیس (نوپو) به ماجرا اتفاقاتی دیگری رخ می‌دهد

جاسم به جبهه می رود 1389

در آغاز جنگ ایران و عراق، همسر رضا باردار است و باید مورد عمل جراحی قرار گیرد. رضا او را به بیمارستان می رساند و خود به اسارت قوای دشمن در می‌آید. همسر رضا حین عمل جراحی می‌میرد و جراح او، فرزند رضا را نجات می‌دهد.

انتخاب ویژه 1400

یلدا و علیرضا نامزد هستند و درست 48 ساعت قبل از عروسی یلدا با دیدن این که برادر کوچکش نیما را گروگان گرفته اند با دادن پیامک به علیرضا ناپدید می‌شوند. مهدی دوست علیرضا که پلیس است با پیگیری این مسئله و ناپدید شدن یلدا متوجه می‌شود که یک گروه خلافکار که در کار قاچاق مواد و دلار بوده اند به همدستی هرمز پسر عموی یلدا نیما را ربوده اند و با همکارانش نیما و یلدا را نجات می دهد ولی ...

قلب 1384

سریال "قلب" داستان جوانی را روایت می کند که به هرطریق قصد خروج از کشور را دارد.اما در راه این اقدام جوان به طور مرتب موانع مختلفی ایجاد می شود. این مساله باعث می شود تا جوان در راهی بیفتد که او را با جوانانی فداکار آشنا می کند و در وجود او باعث ایجاد تحول می شود.

خط شکن 1386

داستان این سریال، روایت دختر و پسری جوان به نام‌های نازنین و کورش است که با وجود مخالفت خانواده‌هایشان باهم نامزد شده‌اند و تصمیم به ازدواج دارند. کورش خواننده است و نازنین ترانه‌سرا اما از آنجا که ترانه‌هایش کمی سیاسی است و نمی‌تواند برای آنها مجوز بگیرد، همراه کورش تصمیم به خروج از کشور می‌گیرند…

الف امنیت 1398

فیلم الف امنیت درمورد عده ای از گروگانگیران است به یک مدرسه پسرانه حمله کرده وچندین دانش آموز را گروگان می گیرد،پلیس های امنیت کشورمان در تلاش اند تا بتواند این دانش آموزان را از چنگ گروگان گیران آزاد کنند

دخترک کنار مرداب 1368

مرد تنهايي به نام صفدر به ديدار مرد مجنوني موسوم به شيون مي رود تا راز سر به مهري را اعتراف كند. او پس از جستجوي طولاني، سرانجام به كمك دختر جوان دم بختي، در دل جنگل هاي وحشي شيون را پيدا مي كند و راز خويش را پس از سي سال براي او بازگو مي كند.

آخرین نبرد 1376

ناصر، رزمنده اي كه بارها در جبهه بوده و حالا به كار تصويربرداري مشغول است. پس از شهادت شوهر خواهرش علي كه الگوي او در زندگي بوده، نسبت به جعفر كه مي خواهد با خواهرش ازدواج كند و جاي علي را بگيرد، احساس خوشايندي ندارد با اين حال حاجي ـ فرمانده عمليات در خاك عراق ـ ناصر را به عنوان تصويربردار به همراه جعفر و هادي ـ كه خانواده اش را در دزفول از دست داده ـ براي شركت در عمليات فرا مي خواند. هدف عمليات پيدا و منهدم كردن محل موشك هاي دوربرد عراق است كه عراق توسط آن ها شهرهاي ايران را مورد اصابت قرار مي دهد. قرار است با رسيدن به محل موشك ها و مخابره گراها به نيروهاي خودي، موشك ها توسط توپ هاي ميان برد رزمندگان هدف قرار بگيرد. چهار عضو عمليات به محل موشك ها نزديك مي شوند؛ اما عراقي ها با همدستي نيروهاي ضدانقلاب به سوي آن ها هجوم مي آورند و در محاصره قرارشان مي دهند. حاجي به محل استقرار توپ ها در خاك ايران برمي گردد و منتظر گرفتن نشاني موشك ها و گراها مي شود. هادي در مواجهه با دشمن شهيد مي شود و جعفر نيز چشم هايش را از دست مي دهد، اما با تلاش ناصر (كه حالا با خواندن نامه خواهرش كه جعفر را همسنگ علي و ادامه دهنده راه او دانسته، نظرش نسب به او عوض شده) و با راهنمايي جعفر، گراها توسط بي سيم به حاجي مخابره مي شود و با شليك توپ هاي نيروهاي خودي سايت موشكي و تجهيزات دشمن در ميان ناباوري عراقي ها نابود مي شود. ناصر و جعفر از طريق چرخبالي كه حاجي نيز با آن آمده، به هر زحمتي كه هست نجات پيدا مي كنند و از مهلكه مي گريزند.