ذهن زیبا (مسیر اصلی) 1403
این مجموعه اقتباسی آزاد از زندگی حسین بهاروند، محقق برجستهٔ ایرانی در حوزهٔ زیستشناسی است که چالشهای علمی و ذهنی او را به تصویر میکشد.
این مجموعه اقتباسی آزاد از زندگی حسین بهاروند، محقق برجستهٔ ایرانی در حوزهٔ زیستشناسی است که چالشهای علمی و ذهنی او را به تصویر میکشد.
داستان این فیلم برداشتی از داستانهای قرآنی است که با محوریت ماجرای تولد حضرت موسی، نجات از رود نیل، حضور در دربار فرعون، و در نهایت رسالت ایشان برای رهایی قوم خود روایت میشود.
این مجموعه، قصهای زنانه دارد و روایتگر فردی به اسم «مها» و از دربار قاجار است که تلاش میکند دیگر زنان اندرونی را با خود متحد و یک تعزیه عاشورایی اجرا کند.
در بحبوحهی حملهی عراق به خرمشهر و کمبود سلاح و مهمات، تعدادی زن گروهی را تشکیل میدهند تا خود را به دژ ارتش برسانند و از آنجا اسلحه و ادوات جنگی به داخل شهر بیاورند.
فیلم “اپاتان” روایتگر روزهای اول جنگ ایران و عراق در سال ۵۹ است. در روز عروسی طیبه و یاسر؛ داماد برای حفظ خاک و ناموس به ناگاه عروسی را ترک می کند و طیبه در جستجوی همسر، تن به کوچ و جستجوی اجباری می دهد.
سرجوخه با روایت دو قصه موازی، به زندگی دو شخصیت غلامرضا و کیان که از دو طبقه اجتماعی مختلف با انگیزهها و کشمکشهای متفاوت هستند میپردازد که هر دو در راه رسیدن به عشق موانع و اتفاقات زیادی سر راهشان قرار میگیرد که روند رسیدن را کندتر و جذابیت قصه را بیشتر میکند.
در مجموعه تلویزیونی «بالهای خیس» دو داستان به موازات هم روایت میشود.
داستان اول این مجموعهی 26 قسمتی حول محور پزشک حاذقی به نام مجید پرتو با ایفای نقش «حبیب دهقاننسب» شکل میگیرد که با تشکیل تیمی جوان در زمینه تولید داروی ضدسرطان، پژوهش گستردهای انجام داده است. در این راه دوست و همرزم قدیمیاش مهدی قاسمی با بازی علی عمرانی پا به پای او پیش میآید و اگرچه تخصصی در زمینه تولید دارو ندارد، اما نقش مشوق و همراه همیشگی را برای دکتر پرتو بازی میکند.
داستان دوم مضمونی خانوادگی و معمایی دارد. جوانی به نام محسن با ایفای نقش حسین مهری در جریان اردویی دانشجویی در شمال کشور توسط ضاربی ناشناس درون پرتگاهی میافتد. سقوط محسن در این پرتگاه و نجات او از مرگ، زمینهساز به وجود آمدن ماجراهایی میشود که پی در پی بر سر راهش قرار میگیرد.
این مجموعه داستان دو مامور امنیتی به نامهای کمال (حمیدرضا پگاه) و افشین (امین زندگانی) را روایت میکند که یکی مسئول تیم ضد تروریستی و دیگری مسئول تیم مبارزه با مفاسد اقتصادی و پولشویی است. کمال طبق اخبار واصله مطلع میشود قرار است تیمهای تروریستی داعش عملیاتهایی را در ایران به راه بیندازند. کمال و تیمش با اطلاعاتِ دریافتی از خارج از کشور به ردزنی یکی از نیروهای داعش میپردازند تا از طریق او بتوانند رابطش در تهران را شناسایی کنند. رفته رفته طی این ماجرا دو پروندهٔ پیچیدهٔ تروریستی و اقتصادی به هم گره میخورد.و در قسمت آخر فصل اول افشین برای ماموریت به تل آویو می رود و...