برچسب مسعود اشتری

مسخره باز 1397

دانش در يک سلماني مشغول به کار است و روياي بازيگري دارد، او براي نزديک شدن به يک گريمور تئاتر شبها زنان گدا را به سلماني ميکشاند و پس از چيدن موهايشان آنها را به قتل ميرساند و روز بعد موهاي زنانه را به گريمور مي فروشد. بخش قابل توجهي از داستان در ذهن دانش ميگذرد و جهان فانتزي او را براي مخاطب ترسيم ميکند.

رخ دیوانه 1393

داستان درباره يک گروه از جوانان است که نقطه اشتراک آنها در اين است که يا پدر خود را از دست داده‌اند و يا والدين آنها از هم جدا شده‌اند. آنها در شبکه اجتماعي گروهي تشکيل داده اند. در يکي از شب‌ها براساس يک شوخي و شرط‌بندي يکي از بچه‌ها وارد خانه‌اي مي‌شود و همين شوخي سرآغازي مي‌شود براي اتفاقاتي که در روايت هاي مجزا به تصوير کشيده شده است.

خاک آشنا 1386

در "خاك آشنا" نامدار‌ (رضا كيانيان) نقاش و هنرمندي است كه در گريز از هياهوي مركز به روستايي در كردستان پناه برده و سال‌ها است به خلق آثار خود مشغول است. ورود خواهرزاده جوان او به محيط روستا در كنار وقايعي كه در محيط روستا رخ مي‌دهد، باعث تغييري شگرف در زندگي نامدار مي‌شود و او را وا مي‌دارد كه در شيوه زندگي خود بازنگري كند.