زندگی به روایت خنده و گریه (نمایش) 1396
دختری به نام نفیسه که پزشک بیمارستان است سعی می کند تا با خانواده بیمارانی که مرگ مغزی شده اند صحبت کند و آنها را راضی به اهدا اعضا کند.طی یک اتفاقی هنگام رانندگی برایش رخ می دهد,خود نفیسه تصادف می کند و دچار مرگ مغزی می شود و ....
داستان فیلم درباره دو سارق به نامهای بهادر و کریم است که از هیچ دزدی صرفنظر نمیکنند، از کیفقاپی گرفته تا قالپاق دزدی، سرقت ضبط خودروها و حتی طلای بچههای کوچک. روزی بهادر با دیدن یک اتومبیل قدیمی اما گرانقیمت قصد ربودن آن را میکند. با وجود مخالفتهای کریم این سرقت انجام میشود. بهادر با این خودرو نزد همسرش سهیلا رفته و او را برای گردش بیرون میبرد. در بین راه خودروی مدل بالای چند جوان که تصمیم دارند سر به سر بهادر بگذارند برایشان دردسر ایجاد میکند به طوری که در نهایت خودروی بهادر دچار سانحه شده و سهیلا به بیمارستان منتقل میشود. در حالی که پزشکان مشغول نجات سهیلا هستند، بهادر در تشویش و پریشانی کامل، ناخواسته شنونده گفتگوی دو نفر دیگر میشود که درخصوص مضرات و مصیبتهای جور و جفا به همنوعان و کلاهبرداری از مردم جر و بحث میکنند.
دانیال و بابک که هر دو از بیکاری رنج می برند در مقابل دریافت دستمزد ناچیز، کارمند سرای سالمندانی می شوند که تملک آن در حال واگذاری به وراث قانونی است. در میان سالمندان مردی به نام رحمت زندگی می کند که نقشه گنجی مدفون در باغ سرا در اختیار دارد . رحمت بهارلو به کمک دانیال و بابک اقدام به حفاری می کند اما چیزی به دست نمی آورند و این در حالی است که مهلت تخلیه رو به پایان است. رحمت که به دلیل سبک زندگی اش فرصت استفاده از ثروتش را هرگز نداشته به یکباره تصمیم می گیرد با خرید سرا و وقف آن ، سالمندان را از بی سرپناهی و بلا تکلیفی نجات دهد.
«ذبیح» تیمساری را که باعث مرگ همسر و زندانی شدن او بود پیدا میکند، تیمسار سه سال است که به ایران بازگشته و در خانه سالمندان زندگی میکند؛ ذبیح برای اینکه بیشتر به تیمسار نزدیک شود به خانه سالمندان میرود و...
داستان این فیلم بین یك زن و شوهر و زن تنهایی كه در واحد كناریشان زندگی میكند، اتفاق میافتد و حوادثی كه پیش میآید، باعث میشود هركدام قضاوت نادرستی نسبت به ماجرا داشته باشند، اما روایت ماجرا از دید مرد، زن و زن همسایه در هر كدام از اپیزودها، شكل دیگری به آن میدهد و میبینیم كه همه چیز خلاف قضاوت ماست و حق با راوی آن اپیزود است؛ اما در اپیزود آخر شخصیت اصلی داستان یعنی زن همسایه معرفی و حقایق بیشتری معلوم میشود كه كمك میكند به قضاوت بهتری دست یابیم.
سریال Brujerias به معنای جادوگری در ژانر وحشت و تخیلی است و به قلم زویلا آملیا گالینو تهیه کننده و نویسنده سی و هشت سریال محبوب آمریکایی همچون The Foste ،Rpm Miami ،The Good Witch ،East Los High ،Survivor و T.H.E.M است. سریال جادوگری، داستان زندگی مادری…
داستان مجموعه تلویزیونی روایت زندگی دو جوان کارگر با نامهای سهراب (مجتبی پیرزاده) و سعید (محمد ولی زادگان) است که با هم رفیق صمیمی اند و هر کدام در زندگی خانوادگی خود با مشکلات زیادی که بیشتر جنبه مالی دارد دست به گریبانند. سهراب در کارگاه مبل سازی کار میکند که در حال ورشکستگی است و هر لحظه امکان تعطیلی آن میرود. پدرش فوت شده و او نان آور مادر، خواهر و برادر کوچکتر از خود است. نامزد کرده اما به دلیل مشکلات مالی نمیتواند زندگی مشترکش را آغاز کند. سعید بیکار است و بیپول و در عین حال از برادر کوچکتر و پدر خود هم نگهداری میکند. از طرف دیگر همسرش (هستی مهدوی فر) به او فشار میآورد که خانه ای مستقل برای او تهیه کند.
سهراب و سعید که در منطقهای فقیرنشین رشد یافتهاند، تا پای جان تلاش میکنند تا با امید چراغ خانههایشان را روشن نگه دارند. آنها در برابر سرنوشت ایستادگی میکنند و به رحمت خداوند دلخوش هستند تا اینکه دوستی دیرینهشان در خطر میافتد و…