برچسب مریم پالیزبان

دو سگ 1399

ايمان و سجاد دو مرد جوانند، كه با مشكلات رايج سى ساله هاى ايران امروز، نظيرِ بيكارى، افسردگى و عدم اعتماد به نفس دست بگريبانند. ايمان مشغول ترجمه كتابى از فرانز كافكا بنام “تحقيقات در مورد يك سگ” به فارسي ميباشد. وي همزمان تاكسي هم ميراند. مسافران او شباهت به كاراكترهاى داستان در كتاب كافكا دارند. سجاد دوست صميمى ايمان از ظاهر خود ناراضي است و سعى در جمع آورى پول جهت جراحى دارد. هر دو نفر صاحب سگهايى هستند كه بسيار شبيه صاحبانشان ميباشند. سگ ها كه معمولا مورد لطف خانواده اين دو مرد جوان قرار نميگيرند، مونسى براى كنار آمدن آنها با تنهايى در جامعه سنتى ايران هستند.

لرزاننده چربی 1391

فیلم داستان مرد چاقی را بازمی گوید که به همراه پسر لال خود به باجگیری مشغول اند، اما یکی از برخوردهای آنها، همه چیز را تغییر می دهد. فیلم ترکیبی است از خواب و رویا و واقعیت که تمیز دادن آنها غیر ممکن به نظر می رسد...

لانتوری 1394

درباره پسر جواني است از طبقه پايين اجتماع که عاشق دختري از طبقه مرفه مي‌شود و البته که اين عشق سرنوشتي تراژيک را براي دختر رقم مي‌زند چراکه پسر جوان و خودخواه که نمي‌تواند به وصال محبوب برسد بر صورت وي اسيد مي‌پاشد و البته همين اسيدپاشي است که ادامه ماجرا را شکل مي‌دهد

نفس عمیق 1380

گويا دختر و پسري بر اثر تصادف، در درياچه سد كرج غرق شده اند و مردم و مأموران قصد دارند اجساد آنها را از آب بيرون بكشند. قطع به نمايي از استخر و كامران كه در حال شنا كردن است. او زندگي مرفه و خوبي دارد و جزو دانشجويان ممتاز است اما در مقطعي از زندگي اش دچار نااميدي مطلق شده و لب به غذا نمي زند و شب ها نيز نمي خوابد. او دوستي صميمي به نام منصور دارد كه به او پناه مي برد. منصور نيز در زندگي اش مشكلات زيادي دارد. مادرش در آسايشگاه بستري است، خواهرش زندگي نابساماني دارد و صاحبخانه نيز از او به خانه راه نمي دهد. كامران و منصور روزها در خيابان سرگردان به اين سو و آن سو مي روند و شب ها نيز در مسافرخانه مي خوابند. آنها همين طور بي انگيزه روزگارشان را سپري مي كنند. منصور و كامران در حالي كه با ماشيني كه دزديده اند در خيابان چرخ مي زنند با دختري به نام آيدا آشنا مي شوند و منصور دلبسته او مي شود. آيدا دختري پرشور و ظاهراً اميدوار به زندگي است. او براي مدتي باعث مي شود منصور ناراحتي و مشكلات زندگي اش را فراموش كند و از حالت منفعلي كه داشت خارج شود. اما سكوت و اندوه كامران و گرايش او به مرگ همچنان دغدغه منصور است. تا اينكه وضع جسماني كامران به هم مي ريزد و در بيمارستان مي ميرد. منصور اين بار دچار نااميدي كامل مي شود. از سويي نيز آيدا را كه به رابطه اش با منصور پي برده اند از خوابگاه اخراج مي كنند. او هم نااميد شده و مي گويد قرار است برايش خواستگار بيايد، اما با پيشنهاد منصور به شمال مي روند. در پايان به نظر مي آيد كه ماشين آنها دچار تصادف و در سد غرق مي شود. و اين در واقع همان نماي اول فيلم است، اما در نماي آخر، آنها با ماشين در جاده اي مه گرفته كوهستاني دور مي شوند.

سمفونی تاریک زمان

فرنوش ارس خانی: پرویز شهبازی با ساخت سومین فیلمش «نفس عمیق»، آغازگر جریانی تازه در فیلمسازی شد و توانست به عنوان یکی از کارگردانان مستعد و سخت کوش دهه هشتاد معرفی شود‌. اثر متفاوت و غافلگیرکننده او، هنوز هم برای…