برچسب مریم نیک رفتار

نفوذی 1388

سال 1382، فريدون كيان فر همراه با عده اي ديگر از اسيران جنگي به جا مانده در عراق، به ايران باز گردانده مي شوند. دو نفر از نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي او را به دليل اين كه مشهور به جاسوسي، پيوستن به سازمان مجاهدين و نقش داشتن در شهادت عده اي از اسيران ايراني بوده، بازداشت و بازجويي مي كنند. از سوي ديگر، بدنامي فريدون براي خانواده اش هم از قديم مشكل درست كرده و حتي ازدواج پسرش فرهاد را تحت الشعاع قرار داده بود. مأموران اطلاعاتي در صحبت با برخي از هم بندهاي فريدون، از جمله صادق جورابچي كه اكنون سرمايه دار است، و نيز داريوش يحيوي كه قبلاً در عراق عضو سازمان مجاهدين بوده و بعد توبه كرده گذشته او را جويا مي شوند. به موازات تيم دو نفره بازجوي فريدون، جانبازي كم بينا به نام ماشاءالله هم وارد حوزه كاري آنها مي شود و...

قاعده بازی 1385

نارگيل در يك جريان با فرشته آشنا مي شود. اما تعلق نارگيل به دارودسته «ندارها» و تعلق فرشته به دارودسته «داراها» مانع از پيوند آن دو مي شود. وقتي نارگيل براي خواستگاري به جشن داراها وارد مي شود، در آنجا پدربزرگ خود اسرافيل خان را مي بيند و اين رويارويي، اسرافيل را روانه بيمارستان مي كند. با اطلاع نارگيل، دارودسته ندارها به بيمارستان مي ريزند و براي بردن پدربزرگشان اقدام مي كنند كه در آنجا با ممانعت داراها روبرو مي شوند. در اين ميان ابوالهول پسر بزرگ اسرافيل خان وقتي درگيري دو گروه را در اوج مي بيند، تصميم مي گيرد از آب گل آلود ماهي بگيرد و با چپاول ثروت اسرافيل خان در شلوغي پيش آمده، همه را سركيسه كند. از اين رو به داراها پيشنهاد مي كند تا با آوردن ندارها به خانه پدري و چرب كردن سبيل آنها از طريق ازدواج نارگيل و فرشته، حرص تحريك شده آنها را براي ثروت پدري فرو بنشانند. گم شدن ناگهاني پدربزرگ در بيمارستان، پاي كارآگاه به ماجرا باز مي كند و افشاگري مباشر وضعيت داراها را دشوار مي كند و آنها به پيشنهاد ابوالهول تن درمي دهند، اما ندارها زودتر به ملك داراها مي ريزند و آنجا را تصرف مي كنند. ابوالهول از طريق دوستي با اژدر، اسرافيل بدلي را روانه خانه مي كند و با تقسيم ظاهري ارث پدربزرگ به نفع ندارها، آنها را تسكين موقت مي بخشد و از طريق فريب مباشر، با اسرافيل بدلي به مخفي گاه پدربزرگ راه پيدا مي كند و سپس با لو دادن اسرافيل بدلي، ندارها را از ملك داراها بيرون مي ريزد. ابوالهول در مخفي گاه، اسناد و املاك اسرافيل را به نام خود مي كند، اما با حماقت كارآگاه، اسرافيل بدلي به دست ندارها مي افتد و با سر رسيدن ندارها، ابوالهول هنگام فرار از خانه با چمداني كه اسرافيل خان را در آن پنهان كرده، دستگير مي شود و اسرافيل خان حكم به وصال نارگيل و فرشته مي كند و با ندارها به سوي يك زندگي جديد مي رود...

کالسکه 1392

قصه کشمکش و چالش های بین یک زوج جوان است بر سر اینکه در وطن بمانند یا مهاجرت کنند، ضمن اینکه شرایط اقامت در یک کشور دیگر برای آنان فراهم شده است. در این میان مسائل تازه ای مطرح می شود که موضوع را به سمت و سوی دیگری سوق می دهد

عطش 1381

نادر پس از پنج سال از زندان آزاد مي شود و همسرش سودابه كسي است كه به استقبال او مي آيد. يكي از دوستان قديمي نادر به او پيشنهاد سرقت از يك جواهرفروشي را مي دهد و تأكيد مي كند اين كار بايد انجام شود چون جواهرفروشي متعلق به سعيد زبل است؛ همان كسي كه باعث زنداني شدن نادر شده. نادر پيشنهاد را مي پذيرد و براي تشكيل گروه سراغ اشكان مي رود. اشكان پسري آس و پاس است كه براي خريد خانه و ازدواج نياز به پول دارد و نهايتاً راضي به اين كار مي شود. نفر بعدي گروه، كوروش دوست اشكان است كه در زمينه كارهاي الكترونيكي تخصص دارد. آنها براي طرح ريزي نقشه به بررسي محل جواهرفروشي مي پردازند. جواهرفروشي زير هتل بزرگ تهران قرار دارد. آنها با ترفندي در هتل آتش سوزي ايجاد مي كنند و بعد به اتاقي مي روند كه به جواهرفروشي راه دارد. آنها با استفاده از اغتشاش به وجود آمده، نقشه سرقت را با موفقيت انجام مي دهند. پس از گريز از محل سرقت، اشكان وانمود مي كند حالش بد است تا نادر براي تهيه اسپري آسم به داروخانه برود. اشكان و كوروش، نادر را جا مي گذارند و با ساك طلا و پول مي گريزند. بعد اشكان با كوروش هم درگير مي شود، او را با دستبند به فرمان اتومبيل مي بندد و با ساك پول به سراغ همسرش مي رود. نادر و كوروش كه هر دو به دنبال اشكان مي گردند، همديگر را مي بينند. بعد نادر را هم پيدا مي كنند و همه با هم درگير مي شوند. طي درگيري نادر در حالي كه گمان مي كند اشكان مرده به سراغ كوروش مي رود. كوروش نيز در حال فرار با ساك پول از ساختمان پرت مي شود و مي ميرد. نادر با همسرش در ايستگاه راه آهن قرار گذاشته، اما در لحظه آخر با شليك گلوله توسط دست نشانده همان دوست قديمي كه پيشنهاد اين سرقت را به او كرده، كشته مي شود. در واقع اشكان هنوز زنده است و او نادر را لو داده، اما در لحظه آخر كه اشكان لبخند پيروزي مي زند توسط همان مرد كشته مي شود و پول ها به رئيس باند، دوست قديمي نادر، مي رسد.

شارلاتان 1383

حسن فیلمنامه نویسی است که همراه با داوود زندگی فقیرانهای دارد. چرا که فیلمنامه‌های حسن به دلیل جدی و هنری بودنشان مرتب از سوی تهیه کنندگان رد می‌شود. او که عاشق دختر ثروتمندی به نام مهشید است وقتی به خواستگاری او می رود عموی مهشید شرط ازدواج آنان را پولدار شدن حسن می‌داند بنابراین حسن فیلنامه‌ای برای فروش بالا می‌نویسد و …

شیرین قناری بود 1390

شیرین دختر آرمان‌گرایی است که قصد دارد مشکلات جامعه و مردم را به تنهایی از میان بردارد، به دلیل علاقه به ورزش فوتبال از مدرسه اخراج می‌شود…

بهت 1396

آتنا و همسرش، که هردو فرهنگی و از قشر مرفه جامعه هستند، بچه‌دار نمی‌شوند. پس آتنا، به سراغ کارمندش لیلا می‌رود. لیلا که به خاطر مشکلات مالی همسرش زندگی سختی را می‌گذارند، قبول می‌کند فرزند آتنا و همسرش را به مدت نه ماه در رحم خود نگه دارد.

ضد گلوله 1390

اواسط دهه 60 و اوج دوران جنگ مردي حدود 50 ساله در تهران مشغول قاچاق نوارهاي لس آنجلسي و فيلم هاي ويدئويي است. او در اثر يك اتفاق درمي يابد كه توموري در سر دارد و تا دو ماه ديگر بيشتر زنده نخواهد ماند.