برچسب مریم نادرلویی

غریبه ها 1389

رضا و سارا در اثر اختلافات جزیی قصد جداشدن دارند، روز محضر شناسنامه سارا را کیف قاپی می‌دزدد آنها برای گرفتن المثنی راهی مشهد شده از طرفی دکتر سیمین (همسایه شان) را میبینند که به علت خرابی ماشینش با آنها همراه می‌شود و در راه سارا را نصیحت می‌کند و می‌گوید خودش بچه‌دار نمی‌شود و قصد جدایی دارد با این که همسرش با این مسئله او مشکلی ندارد.در راه شیرین و هدیه که از اتوبوس جامانده‌اند را سوار می‌کنند.شیرین بیمار است و می‌خواهد هدیه را به یکی از اقوام در مشهد بسپارد.کمی جلوتر سمانه و مادرش ا سوار می‌کنند که مادرش نارسایی کلیه دارد وقتی به مشهد می‌رسند بابک برادر سیمین که سیمین به خاطر او به مشهد آمده از سمانه خواستگاری می‌کند. شیرین فامیل دورش را پیدا نمی‌کند و میمیرد و بچه را به سیمین می‌سپارد. برای مادر سمانه کلیه پیدا می‌شود و سارا و رضا باهم آشتی کرده و به اشتباهشان پی می‌برند.

آتش و باد (جشن سربرون) 1400

بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینه‌ها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند می‌آید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت می‌کند. زخم‌های کهنه سرباز می‌کنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت می‌کنند. درگیری ابعاد بزرگتری می‌یابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز می‌کند.

پوست 1397

موضوع این فیلم عشق، جادو و خرافه پرستی است و دربارهٔ خانواده ای است که شامل یک مادر و پسر هستند و زندگی آن‌ها به دلیلی دچار مشکل می‌شود.

زخم 1393

محوریت اصلی سریال زخم، زنانی است که به عنوان مشاور در نیروی انتظامی مشغول به کار هستند. داستان این سریال دربارهٔ سروان الهام پویا با بازی اوتادی است که دانش‌آموخته روانشناسی و فارغ‌التحصیل دانشکده افسری بوده و به عنوان مشاور و مددکار در کلانتری ۱۳۲ مشغول به کار می‌شود. او که به خاطر انتخاب چنین شغلی به شدت با پدرش دچار مشکل است، حالا در مواجهه با چالش‌های اجتماعی درگیر معضلات و مشکلات بزرگتری می‌شود …

قلب یخی (فصل اول) 1388

جنازه دختری به نام چیستا (الناز شاکردوست) دختری که در مزون ویدا (نسرین مقانلو) کار می کرده پیدا می شود پسر ویدا در یک درگیری به زندان می افتد و شیوا (مهراوه شریفی نیا) خواهر ویدا، وکالت فردی را که متهم به قتل همسر و فرزند خود می باشد (حسین یاری) را به عهده می گیرد. در این سریال برای نخستین بار پس از انقلاب، تلویحا به حضور و نقش شبکه های فراماسونری در فرهنگ سازی و جرایم سازمان یافته، پرداخته شده است. حمید گودرزی در این فیلم نقش دوست الناز شاکر دوست را بازی می کنه که نوازنده هم هست ولی در پایان فصل اول به جرم قتل الناز شاکر دوست اعدام میشه. در این سریال عشق ها خیلی سریع ایجاد میشه و به تلخی پایان می یابد.

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.

شمس العماره 1388

لیلا (هانیه توسلی) دختری است لجباز و استقلال گرا که قصد ادامه تحصیل در خارج از کشور را دارد، در هنگام جشن عروسی شکور (امیرحسین رستمی)، پدر لیلا در اثر خوردن شیرینی (بیماری دیابت) فوت می‌کند، او پیش از این وصیتنامه‌ای را به همراه خواهر خود شمسی (مهرانه مهین ترابی) تنظیم می‌کند که طبق آن اگر لیلا با خواستگار مورد نظر ایشان در میان ۱۲ نفر ازدواج کند، تمام شمس‌العماره به او می‌رسد. لیلا از اینکه این یک نفر شخص «نشان شده» کدام است بی‌خبر است و با این داستان پای خواستگارهای مختلف به خانه باز می‌شود.

شهرزاد 1394

شهرزاد (ترانه علیدوستی) دانشجوی پزشکی و فرهاد (مصطفی زمانی) دانشجوی ادبیات و روزنامه‌نگار عاشق هم هستند و می‌خواهند با هم ازدواج کنند. داستان در سال ۱۳۳۲ و زمامداری دکتر مصدق اتفاق می‌افتد. پدران این دو از افراد گوش‌به‌فرمان شخصی متنفذ به نام بزرگ‌آقا (علی نصیریان) هستند. تحولات ۲۸ مرداد، فرهاد را که روزنامه‌نگار و از طرفداران پر و پا قرص مصدق است، به دلیل اتهام به قتل و توطئه علیه سلطنت به پای چوبهٔ دار می‌کشد، اما بزرگ‌آقا او را نجات می‌دهد. پس از آن ماجرا که دیگر فرهاد کمی از وحشت‌زدگی‌اش کم شده تصمیم می‌گیرند مراسم عروسی بگیرند. همه خوشحال‌اند به‌جز پدر شهرزاد (محمود پاک‌نیت) که میلی به این ازدواج ندارد. از آن طرف، بزرگ‌آقا دختری به نام شیرین (پریناز ایزدیار) دارد که با پسرعموی خود، قباد (شهاب حسینی) ازدواج کرده‌است. قباد که هیچ میلی به این دختر بدزبان و مغرور ندارد، چون او عاشقش است، به‌خاطر پدر قدرتمندش بزرگ‌آقا که عمویش می‌شود سکوت می‌کند و مجبور می‌شود بسوزد و بسازد.

قباد و شیرین بچه‌دار نمی‌شوند و دائم بر سر اینکه چه کسی مشکل دارد و بچه‌دار نمی‌شود با هم دعوا می‌کنند. بزرگ‌آقا که دیگر از آن‌ها بسیار خسته شده و احتیاج به وارث دارد، تصمیم می‌گیرد برای دامادش قباد زن بگیرد تا ببیند مشکل از کیست؛ و پس از خود وارثی داشته باشد.