برچسب مریم مقبلی

مسیر انحرافی 1390

دانشمندی که در یک جزیره ساکن است، قصد دارد با فرودآوردن یک هواپیما که حامل تعدادی از نخبه‌های ایرانی است در یک جزیره دورافتاده، با انجام آزمایش‌های مختلف بر روی این افراد به اهداف خود دست بیابد؛ ولی به اشتباه هواپیمای مسیر ایران به آفریقای جنوبی را شناسایی می‌کند و با اختلال در سیستم ناوبری هواپیما، باعث فرود اضطراری هواپیما در جزیره می‌شود. حال مسافران هواپیما یک اجتماع کوچک را در جزیره تشکیل داده‌اند که قصد دارند به هر ترتیب از جزیره رهایی بیابند. اما دانشمند ناشناس که گمان می‌کند این افراد همان نخبه‌های علمی ایران هستند می‌کوشد …

گل پامچال 1370

داستان سریال گل پامچال درباره زندگی دختری است به نام لیلا که پس از بمباران شدید محل زندگی اش در جنوب کشور و کشته شدن تمامی اهالی آن به پیرمردی پناه می برد و از او برای یافتن خواهرش که در شمال کشور زندگی می کنند کمک می گیرد...

آوای فاخته 1373

یکی از افسران ارتش در سال ۱۳۲۲ همزمان با دستگیری توده‌ای‌ها به شوروی سابق فرار کرده و بعد از انقلاب به ایران بر می‌گردد و دنبال همسر و فرزند خود می‌گردد و در این بین با خواهر خود اختلاف پیدا می‌کند سر ارثیه و ...

پهلوانان نمی میرند 1376

این مجموعه تلویزیونی داستانی در زمان قاجار را روایت می‌کند در شهر تهران که پهلوانان ورزش باستانی مورد اعتماد و احترام همه مردم بودند. ناگهان پهلوان اول پایتخت کشته می‌شود. در ادامه شخصیتهای دیگری چون پهلوان جواد کشته می‌شوند. در این راستا پهلوان نصرت فرزند اول پهلوان خلیل مرحوم پیگیر قضایای قتلهای مرموز شده و درمی یابد قتلها زیر سر یک فرد متظاهر و مکار (پهلوان اسد و دو شاگردش) است که در میانه داستان کنسول روس با انگیزه قتل سید محمد واعظ نیز با آنها همداستان شده‌است؛ ضمنا شازده معتمد و لوطی اصلان راهزن نیز تصادفا از هویت قاتلان مطلع شده اند. در انتها پهلوان نصرت به یاری دو تن از مریدانش (ارسلان و حشمت زرین) و پهلوان قلیچ و یک افسر نظامی باوجدان (میرزاعلی) قاتلان را به سزای اعمالشان می‌رساند.

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.