آشفته گی 1397
داستان آشفتگی، روایت دو برادر دوقلو به نامهای بردیا و باربد، هر دو با بازی بهرام رادان است. روند پیشبرد داستان اینگونه القا میکند که بردیا و باربد از زمان کودکی در تمام زندگی خود، با هم در رقابت بودهاند.
داستان آشفتگی، روایت دو برادر دوقلو به نامهای بردیا و باربد، هر دو با بازی بهرام رادان است. روند پیشبرد داستان اینگونه القا میکند که بردیا و باربد از زمان کودکی در تمام زندگی خود، با هم در رقابت بودهاند.
عباس و حسن پس از پنج سال از زندان آزاد شده، سراغ عطا ميروند. عطا دراين مدت درکما بوده و به تازگي بههوش آمده و به زندگي عادي بازگشته. اين سه رفيق دوباره باهم همراه شده، در پي کاري شرافتمندانه ميگردند. اما پس از تلاشهاي بسيار،ناچار ميشوند دوباره ....
فرهاد و دریا که زن و شوهر هستند در شب مهمانی دوستانه بنا به دلایلی باهم بحثشان می شود و این ماجرا به مرگ ناگهانی دریا ختم می شود و...
فیلم قصهای زنانه دارد و در یک شب عروسی و روز بعد از آن روایت میشود که داماد مراسم را ترک کرده است.
محسن(رضا عطاران) پس از خرید به خانه باز میگردد و متوجه میشود مبلی که امید(امیر جعفری)روی آن نشسته است سوراخ شده و امید را مقصر میداند، مهشید(ریما رامین فر) همسر محسن به این مبل بسیار علاقه دارد و او در حال برگشت بدون برنامه ریزی قبلی از سفر شمال است، محسن و امید تمام تلاش خود را میکنند تا این مشکل را حل کنند اما...
«چهارانگشت» داستان مردی متصل به بدنه حاکمیت به نام احد فاتحی است که به کمک مدیر برنامه خود نادر ایستاده به بهانه سفر به مکه راهی کامبوج تایلند شده و در آنجا درگیر مشکلاتی می شود.
ایستاده (با بازی جواد عزتی) به کمک احد فاتحی (با بازی امیر جعفری) میآید، تا با گرفتن مراسمی او را برای رفتن به سفر مکه همراهی کند، اما در واقع میخواهند به بهانه سفر زیارتی به تایلند بروند تا مشکل احد را حل کند و در آنجا مشکلاتی برایشان به وجود میآید…
بنا به اتفاقاتی فرخ (امیر جدیدی) از اداره پلیس اخراج میشود و مجبور است با مشکلاتی همانند جهیزیه خواهرش و مهریه زنش دست و پنجه نرم کند. در همین کشمکشهای زندگی دوستش بهمن (امیر جعفری) که قبلاً همکارش بوده و فردی پولدار است دخترش ربوده میشود...
چند جوان براي رسيدن به درآمد بيشتر به فکر راه اندازي رستوراني با منوي سوپ مي افتند. يکي از آنها که به دليل مشکلات فراوان مالي قادر به سرمايه گزاري نيست، از طرفي دختر برادر خردسالش طلا نيز به بيماري پرخرجي مبتلاست. جوان به تشويق دوست دخترش دريا براي رفع قرضهايي که دارد به گاوصندوق پدر دريا دستبرد ميزند و با اينکار صاحب مغازه سکته ميکند. جوان با دلارهاي دزديده شده سعي دارد طلا را از مرز خارج کند و او را درمان کند...