برچسب مریم حسین زاده

قیف 1403

دیو فضایی برای پیدا کردن عشق زمینی به ایران می‌آید و از زمان ساسانیان به دنبال زن می‌گردد، اما هیچ زنی وقتی با واقعیت او روبه‌رو می‌شود حاضر نیست با او ازدواج کند. قیف نام این شخصیت فضایی است که مخفف شده یک نام بلند عجیب است. او به دنبال عشق قدیمی‌اش ملوک می‌گردد که در روز عروسی در ۴۵ سال پیش بدون خبر مراسم عروسی‌اش با او را ترک کرده. عشق قدیمی او حالا زنی سالمند است، اما تصمیم می‌گیرد برای رفع مشکل قیف همراه با دوستانش به او کمک کنند.

تا فردا 1400

دختر جوانی به نام فرشته یک سال است که در تهران زندگی می‌کند و مادر یک نوزاد نامشروع است. او برای تحصیل به پایتخت رفته است، اما اکنون از کودک مراقبت می‌کند و محصولات چاپی را برای یک چاپخانه از خانه طراحی می‌کند. او و دوستش عاطفه، که او هم تازه به تهران آمده‌است، می‌خواهند به کانادا مهاجرت کنند...

خط و نشان 1398

خط و نشان داستان زنی به نام میترا است که دچار چشم و هم چشمی شده است و شوهرش را تحت فشار قرار داده برای برآورده شدن خواسته هایش و در همین ضمن میترا تصمیم میگیره به تعطیلات نوروزی و یک سفر اروپایی به همراه دوستانش برود که در این گیرو دار همسرش که دیگر از خواسته های او خسته شده بود شرطی برای میترا می گذارد و ادامه داستان و …

افسانه هزارپایان 1396

کاروانی برای سفر از بیابانی عبور می‌کنند که این بیابان به بیابان مرگ مشهور است آنان هنگام گذر تمام داراییشان توسط حسام بیگ به غارت برده می‌شود. این باعث می‌شود اتفاقاتی پیرامون این راهزنی در قالب طنز و تاریخی مدرن جلوه داده شود.

شکوه یک زندگی 1396

یحیی معلم جوان روستا، به عنوان نیروی داوطلب و مردمی، به جبهه‌های جنگ اعزام می‌شود؛ نارگل همسر جوانش که باردار است به همراه دو کودک خردسالش چشم انتظار بازگشت یحیی است که خبرهای مختلفی به نارگل می‌رسد، از شهادت تا مجروح شدن و در نهایت خبر مفقودالاثر شدن یحیی…… نارگل، اما روایت دیگری برای خود دارد. روایتی با طعم امید از شهادت، اسارت، مجروح شدن و سرانجام …

ستایش 3 1397

در فصل سوم، حشمت فردوس که به دنبال بازیابی اعتبار از دست رفته‌اش است، به واسطهٔ نوه‌اش، محمد، به ستایش نزدیک و در خانهٔ او ساکن می‌شود. صابر که از رفتارش با حشمت پشیمان است، با نقشهٔ پری‌سیما کشته می‌شود و پری‌سیما صاحب همهٔ اموال حشمت فردوس می‌گردد. انیس، توانائی تکلم خود را بازمی‌یابد و تهدیدی بزرگ برای پری‌سیما محسوب می‌شود. در همین گیر و دار، ستایش درگیر یک رابطهٔ عاطفی با پسر همسایه‌اش می‌شود. رابطه‌ای که مشکلات جدیدی را پیش رویش می‌گذارد. حشمت فردوس با همراهی نوه‌اش، محمد و همکاری زن باغداری به نام «خانوم بزرگ»، موفق می‌شود بخشی از سرمایه‌های از دست رفتهٔ خود را زنده کند. از طرفی نازگل، نوهٔ حشمت با همکاری شوهرش موفق می‌شود اسنادی برای ابطال وکالت‌نامهٔ حشمت فردوس به پسرش که موجب از دست رفتن اموالش شده‌است، بدست بیاورد. در همین اثنا، مهدی مظفری که به ستایش علاقه‌مند شده، از او خواستگاری می‌کند، اما در اتفاقی ناگهانی تصادف می‌کند. ستایش، پس از این تصادف تصمیم می‌گیرد به مهدی جواب مثبت بدهد. این تصمیم او با واکنش منفی اعضای خانواده همراه است. ستایش علی‌رغم مخالفت خانواده‌اش با مهدی مظفری ازدواج می‌کند. پری سیما که از موفقیت وکلای فردوس در ممانعت از فروش اموال وی با خبر می‌شود با همکاری راننده اش حمید، نقشه قتل حشمت فردوس را می‌کشد و برای این کار از زیور، زن دوم صابر کمک می‌گیرد. انیس، زن اول صابر که از نقشه پری سیما با خبر است، حشمت را از نقشه قتل مطلع می‌کند. اما حشمت باور نمی‌کند و به سر قرار می‌رود. زیور، حشمت را به یک کارخانه قدیمی می‌کشاند و حمید و همدستانش حشمت را دوره می‌کنند تا او را به قتل برسانند. در همین اثنی پلیس از راه می‌رسد و حمید، زیور و بقیه همدستانش را دستگیر می‌کند. پری سیما پس از تماس حمید و دریافت خبر دستگیریشان، به انیس حمله می‌کند تا او را خفه کند. برادر انیس با دیدن این صحنه سراسیمه، خود را به حیاط خانه می‌رساند و به سمت پری سیما شلیک می‌کند و او را به قتل می‌رساند. حشمت فردوس که حالا قاتلان پسرش را می‌شناسد، اعلام می‌کند شکایتی از کسی ندارد. پس از پایان این غائله، حشمت از ستایش درخواست کرد که برای او از خانم بزرگ خواستگاری کند. ستایش نیز به همراه محمد از خانم بزرگ خواستگاری می‌کنند. خانم بزرگ به شرط سپردن کارها به محمد و بازنشسته شدن حشمت و همچنین برگزاری مراسم عروسی، به حشمت جواب مثبت می‌دهد و با او ازدواج می‌کند. اموال حشمت با پیگیری نازگل و شوهرش باز پس گرفته می‌شود و ستایش و محمد ادارهٔ غرفهٔ میوه فروشی حشمت فردوس را بر عهده می‌گیرند.

زخم کاری 1 1400

مالکی از مدیران شرکتی موفق است که توسط نعمت ریزآبادی اداره می‌شود. ریزآبادی، مالکی را مأمور می‌کند تا برای قرارداد مهم نفتی با نروژی‌ها وارد مذاکره شود. نروژی‌ها بعد از عقد قرارداد می‌خواهند مبلغ قرارداد که چندین میلیون دلار است را به حساب شرکت واریز کنند ولی مالکی به جای اینکه مبلغ قرارداد را به حساب شرکت واریز کند به حساب شخصی خودش واریز می‌کند و از نعمت ریز آبادی کلاهبرداری می‌کند.