خون بها 1387
ناصر پس از سالها زندگی در خارج از کشور و به دلیل بچه دار نشدن و نپذیرفتن بچه پرورشگاهی از همسرش جدا می شود. و در ایران ازدواج مجدد می کند. در شب عروسی خودرو ناصر با تاکسی تصادف می کند که حامل یک زن باردار است. در حادثه زن فوت می کند و…
ناصر پس از سالها زندگی در خارج از کشور و به دلیل بچه دار نشدن و نپذیرفتن بچه پرورشگاهی از همسرش جدا می شود. و در ایران ازدواج مجدد می کند. در شب عروسی خودرو ناصر با تاکسی تصادف می کند که حامل یک زن باردار است. در حادثه زن فوت می کند و…
این فیلم به ماجرای پیرزن تنهایی به نام یلدا میپردازد که دچار بیماری آلزایمر شده است. دختر و پسر یلدا، او را به همسایه سپردهاند. رادیو اعلام میکند که امروز بلندترین شب سال یعنی شب یلداست و یلدا به یاد میآورد که شب تولدش است. از خانه بیرون میزند
"بیست و چهار" زندگي مردي را به تصوير مي كشد كه پس از 24 سال از كما بيرون مي آيد و ظاهراً تنها چيزي كه به ياد مي آورد، قراري است كه روز چهارشنبه در تهران داشته و به دنبال اين موضوع ماجراهايي براي او به وقوع مي پيوندد که مخاطبان این شبکه دنبال می کنند.
این سریال به روایت زندگی دو دوست میپردازد که در اوج رفاقت به واسطه اتفاقی مجبور به انتخاب میشوند و هر کدام به دنبال گذشته خود میگردند. به گفته سازندگانش این مینی سریال کنکاشی است در سبک زندگی دو خانواده که هرکدام در مشکلاتی غوطه ور هستند و با تدبیر و همدلی بر آن فائق می آیند اما... .
داستان «پادری» دررابطه با قالیشویی مشتاق است که تعطیل شدهاست، و فیروز مشتاق در ایام نزدیک به نوروز به خاطر از دست نرفتن اعتبار قالیشویی و حفظ مشتریان سابق، سعی میکند با اجاره یک قالیشویی دیگر، کارش را پی بگیرد، او که با انبوهی از فرشهای نشسته روبرو است، دردسرهای جدیدی برایش رخ میدهد. از طرفی نصرت برخلاف گذشته دارای وضع مالی خوبی میشود…اما این ظاهر قضیه است و به نظر میرسد همهٔ این امکانات الکی و دروغی است...فیروز که از یک طرف درگیر پیدا کردن قالیشویی جدید است از طرفی دیگر با مشکل نصرت رو به رو میشود و مجبور میشود آن را هم حل و فصل کند همهٔ این مشکلات فضای طنز گونه ای ایجاد میکنند که با نقش افرینی هومن برق نورد بسیار طنز روایت میشود.
محسن کریمی (دانیال حکیمی) که فردی مذهبی است، متوجه اختلافات و فاصله میان نگاه خود با پسرش سعید (شاهرخ استخری) میشود. مدتی بعد، سعید در تصادفی به همراه دختری ناشناس و دوستش ساسان (نیما شاهرخشاهی) حضور دارد. این موضوع اختلافات میان پدر و پسر را بیشتر میکند. در ضمن پدر سعید با لیلا مشیر (فاطمه گودرزی) که سابقاً با نامزد بود برخورد میکند و تلاش مینماید تا مشکلات زندگی وی را حل کند. در آخر به بیتا تجاوز میشود
این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ میدهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحتالشعاع قرار میدهد.
در فصل سوم این سریال ماموران اطفائیه(آتش نشانی) که با گذراندن چندین عملیات،تجربههای زیادی بدست آوردهاند،به کمک این تجارب در حوادث گوناگون عملکرد بهتری از خود ارائه می دهند تا بتوانند جان انسانهای بیشتری را نجات دهند.