برچسب مرضیه خوش تراش

جایی برای بودن 1390

این فیلم روایت زندگی دو خانواده است که با تدوین موازی پیش می رود.از یک سو، خانواده شخصیت اصلی داستان، فریبا (با بازی مرضیه خوش تراش)قرار دارد و از سوی دیگر خانواده ماهرخ با بازی ژاله صامتی. این دو خانواده در نقطه ای با هم برخورد می کنند و بر هم تاثیر می گذارند.فریبا دختر جوانی است که اخیرا نامزد کرده است و به دنبال فراهم کردن جهیزیه ازدواجش است. او که پدر ندارد با کار در یک شرکت خدماتی به مادرش در تامین مخارج خانواده و فراهم کردن جهازش کمک می کند.فیلم با روایت موازی زندگی این دو خانواده به مشکلات نسل ها می پردازد و چاره حل مشکلات را فهم و کمک متقابل می داند.

جایی در درودست 1384

مدتي قبل در منطقه كجور مازندران، جسد يك جنگلبان در زير برف پيدا شده است. جنازه او را در كنار يك درخت قطع شده يافته اند و علت مرگ ضربات متعدد تبر بوده است. جواني به نام جمال به اين قتل اعتراف كرده، اما شواهد مي گويد كه او قاتل نيست. پاي يك عشق در ميان است؛ عشق جمال به دختري لال به نام نيالا، كه دختر يكي از قاچاقچيان چوب منطقه است و ...

غبار زمان 1389

داستان فیلم "غبار زمان" درباره دوران قبل از انقلاب است که دامپزشکی به روستای محرومی می‌رود و درگیر ماجراهایی می‌شود.

خواستگار محترم 1385

احمد مرادي كه حدود 40 سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام «اختر» به فرانسه مهاجرت كرده، اينك بنا به توصيه پزشكان معالج خود به ايران بازمي گردد و همزمان به جست و جوي دوستان و آشنايان مي پردازد در حين اين جست و جو «اختر» را درمي يابد، اما...

محیا 1386

جاويد دانشجوي پزشكي كه از ديدن مردگان هراس دارد، به طور اتفاقي در يك مراسم ختم در گورستان با محيا، دختري كه بعداً درمي يابد همكار او در بيمارستان است آشنا مي شود و پس از مدتي از او خواستگاري مي كند اما جواب رد مي شنود. اين در حالي است كه شهره، دخترخاله جاويد كه به او علاقه مند است، از شيراز به منزل جاويد آمده، اما جاويد به شهره مي گويد كه مايل به ازدواج با او نيست. جاويد پس از اصرار فراوان براي خواستگاري از محيا متوجه مي شود پدر و مادر او غسال هستند و گاهي خودش هم در شستن مرده ها به والدينش كمك مي كند. كرم، پسردايي و عاشق محيا كه متوجه علاقه جاويد مي شود، او را تهديد مي كند. محيا به دليل شغل خانواده اش و نيز تهديدهاي كرم، نمي خواهد جاويد دچار مشكل شود، پس شرط سختي را براي ازدواج مي گذارد: اين كه جاويد بايد هفت مرده را غسل دهد. جاويد به اين منظور شهر را ترك مي كند و در يك روستا با نظارت پيرمردي عارف به اين كار مشغول مي شود و شرط را با موفقيت انجام مي دهد و هفتمين مرده را كه در واقع خود ميرطاهر است غسل مي دهد. پس از بازگشت در حالي كه در يك پارك با محيا صحبت مي كند به دست كرم چاقو مي خورد، اما زنده مي ماند. محيا به ملاقات او در بيمارستان مي آيد و به نظر مي رسد مشكلات وصال شان به پايان رسيده است.

خانواده ارنست 1388

مریم به منظور تحقیق پایان نامه خود پس از سال ها به ایران باز میگردد . او به منزل عموی خود رفته و به توصیه زن عمویش به همراه کامران پسر عموی خود برای انجام امور تحقیق درسی راهی شهر اصفهان می گردد . مریم در عالم رویا و خواب دختر بچه ای را مشاهده می کند که او را به طرف یک منزل سنتی می کشاند . مریم با تعقیب دختر بچه منزل مذکور را پیدا میکند و ...

فصل باران های موسمی 1388

فیلم، داستان نوجوانی به نام سینا (نوید لایقی مقدم) است که پدر و مادرش در آستانه طلاق هستند. سینا در خانه تنهاست و مادر و پدر همزمان خانه را ترک کرده‌اند .سینا به همراه دوستش علی در ماجرایی مربوط به جابه‌جایی مواد مخدر شریک بوده‌اند. حالا فردی به نام مسعود به خاطر آن که سینا بسته کوکایین را از ترس ماموران در هنگام جابه‌جایی از دست داده است، از او اخاذی می‌کند و سینا و علی باید هشت میلیون تومان به مسعود بدهند.
دختری به نام ناهید (مرضیه خوش‌تراش) پس از پایان دوران داشنجویی‌اش، قصد دارد در تهران بماند. ظاهرا او می‌خواهد به هرقیمت در تهران بماند و به خانه‌اش در همدان برنگردد. سینا و ناهید به شکلی اتفاقی در کنار دوستان مشترکشان همدیگر را ملاقات می‌کنند و ناهید به پیشنهاد سینا به خانه او می‌رود تا در تهران بماند و به جستجوی کار برود.