ارفاق (کوتاه) 1400
دانش آموزی به همراه دوستش برای معلم ریاضی شان دسیسه چینی می کنند.
دانش آموزی به همراه دوستش برای معلم ریاضی شان دسیسه چینی می کنند.
مهاجرت زنی چهل ساله که برای آخرین بار به سرزمین مادریاش و شمال کشور سفر میکند و دوستان کودکیاش را برای آخرین دیدار و خداحافظی دور هم جمع میکند در این دیدار پايانی رازهای قدیمی و کهنهای همچون خاکستر زیر آتش سر باز میکنند...
این فیلم داستان مردی به نام کمال است که به اتفاق همسرش طلعت از شهرستان راهی تهران میشوند تا فرزندانشان را ببینند اما دخترها و پسرها آن قدر درگیر مشکلات زندگی شدهاند که نمیتوانند از پدر و مادرشان پذیرایی کنند.
حاج قربان از سفر حج برمیگردد و کل خانواده منتظر بازگشت او هستند. حاج قربان پس از بازگشت از سفر ناراحت است و عنوان میکند از مراسم حج خود راضی نمی باشد.
در روز عروسی داماد، برادرش پس از آماده سازی ماشین عروس در حال آمدن نزد اوست که یک دختر جوان را سوار می کند اما پلیس ماشین را متوقف کرده و مشخص می شود داخل ماشین مواد مخدر وجود دارد و...
دو مجرم توسط پلیس دستگیر شده و در حال انتقال به دادگاه میباشند. در مسیر انتقال توسط افرادی ناشناس به ماشین پلیس حمله شده و دو نفر متواری میشوند....
خانواده آقا محمود با با خبر شدن از این پسر کوچک خانواده سعید قصد مهاجرت دارد
دچار مشکلاتی می شود. و محمود پدر پیر خانواده مجبور است فراق و دوری پسرش را تحمل کند و سایر مسائلی که در طول سریال پیش می آید و این خانواده را به چالش می کشد.
داستان فیلم حول محور زندگی دختر جوانی می گردد که به دنبال خوشبختی در هرج و مرج این جهان پرسه می زند. یک روز او سوار یک تاکسی می شود غافل از اینکه زندگی او برای همیشه دستخوش تغییر می شود