برچسب مرضیه آل محمدی

پدر گواردیولا 1401

این سریال درباره مردی است که راه نجات خود را بازگشت به خانواده‌اش می‌داند. او یک فوتبالیست قدیمی است و در زندگی‌اش اشتباهاتی انجام داده است.

ساخت ایران 2 1396

غلام ( امین حیایی ) در فصل دوم متوجه میشود که یک پسر به اسم امارتو از ژاکلین لوریان دارد مادر بچه و پدر بزرگش فوت کرده ان و تمامی ثروت خاندان لوریان که سرمایه دار بزرگی هست به پسر غلام ارث میرسد غلام همراه با رفیقش فرهاد برای دریافت ثروت لوریان عازم چین میشوند و در انجا با جمشید ( رضا گلزار ) به جستجوی ثروت لوریان هستند که متوجه میشوند لوریان قبل از مرگ تمامی اموال خود را فروخته و جواهرات تبدیل کرده در همین حین یک خلافکار چینی به نام فنک امارتو ( بچه غلام ) به خاطر طلبی که از لوریان داشته گروگان میگره و غلام به دنبال ازادی بچه خودش هست و…

موچین 1399

فرزاد وسیما با یکدیگر نامزد هستند اما پدر سیما شرط گذاشته که حتما باید اول مینا ازدواج کند و فرزین به فرزاد می‌گوید که من از خود گذشتگی می‌کنم و از مینا خواستگاری میکنم صحبت گلی که از قدیم عاشق عمه فرزاد و فرزین بوده با ورود عمه شرایط تغییر می‌کند ….

بچه مهندس 4 1399

این سریال در ادامه بچه مهندس۳ و موضوعاتی چون پهپاد RQ170 یا ازدواج و بیماری جواد جوادی ادامه پیدا می‌کند و جواد جوادی مژگان را فراموش میکند و با پسری به اسم بهروز آشنا می‌شود و باهم رفیق و همخونه می‌شوند و در همین حال عاشق دختر استادش در دانشگاه می‌شود (مرضیه) سپس به خواستگاری مرضیه می‌رود اما دکتر توفیقی به خاطر گذشته اش به او جواب رد می‌دهد و جواد ناراحت می‌شود ولی امیدش را از دست نمی‌دهد و در همین حین دکتر توفیقی پهپاد RQ170 را شکار کرده و در تلاش است که از طریق جواد جوادی و دوستانش به طور غیر مستقیم کمک بگیرد و در همین حال بی بی گوهر به دکتر توفیقی برای خواستگاری مرضیه برای جواد گیس سفیدش را گرو می‌گذارد و دکتر توفیقی قبول می‌کند در همین حین جواد همش سر درد داشت و ناگهان در پرواز هواپیما که کمک خلبان بود و در حال هدایت RQ170 هم بود متاسفانه سردرد می‌گیرد و سقوط می کند و بعد مدتی جستجو او و کاپیتان مظفری را پیدا می‌کنند و مدتی در بیمارستان بستری می‌شود ناگهان دکتر متوجه موارد مشکوکی در عکس سر او می‌شود و به بهروز می‌گوید باید ازمایش های بیشتری انجام شود تا بهتر بفهمیم موضوع چیست و پس از انجام آزمایش های مربوطه مشخص می‌شوند که جواد تومور مغزی دارد و درست شب قبل از عقد مرضیه و جواد درب خانه ی دکتر توفیقی زنگ می‌خورد و جواد همه چیز را بهم می‌زند در همین حال خلاف کار ها دنبال دکتر توفیقی و خانواده اش هستند که جواد و بهروز و بی‌بی گوهر به مشهد می‌روند و جواد در حرم مطهر اقا امام رضا (ع) جواد کفشش را گم می‌کند و بعد که پیدا می‌شود بر می‌گردد و بعد یکی از خادمان می‌بیند که جواد حال خوشی ندارد و می‌فهمد که مشکل جواد چیست و سپس به او یک کارت دکتر می‌دهد که در آن آدرس مطب پروفسور حسام است و پس از خواهش های بهروز و اطرافیان به دکتر می رود و متوجه می‌شود که دکتر همان خادم است و دکتر به او می‌گوید زمان طلایی برای درمان را از دست داده ای ولی امیدت به خدا باشد که من میتونم تو را عمل جراحی از توی بینی بکنم و جواد قبول نمی‌کند که بی بی گوهر همه چیز را به خانواده ی توفیقی می‌گوید و آنها راهی مشهد می‌شوند و مرضیه از جواد می‌خواهد که خود را عمل کند و جواد قبول می‌کند و عمل او خوشبختانه موفقیت آمیز بود که ناگهان جواد بر اثر سکته ی مغزی به کما می‌رود و مدتی بعد به هوش. می اید و بعد سایه که رئیس باند خلافکار ها بودند را دستگیر می‌کنند و ....