دل نوشته ای برای سردار
به صدای دو پیامکی که برایم آمده بود از خواب بیدار شدم، ولی توجه نکردم ولی انگار خبری بود تعداد پیامکها به چهار رسید و گوشیم تک زنگ خورد و قطع شد…حال شب از دست دادن پدرم در سال ۹۴ بهم دست داد سراسیمه بیدار شدم به سمت گوشی رفتم و اول به کسی زنگ زده بود توجه کردم یکی از فرماندهان دوستان سپاه بود بهش زنگ زدم جواب نداد و رد تماس زد تکرار کردم در حد دو ثانیه جواب داد و صدای گریه می امد و قطع کرد.
