برچسب مرجان محتشم

ستاره من 1387

فرهاد که عاشقانه همسر و فرزندش را دوست دارد؛ بدون آن که علت اصرار سارا را بداند، با درخواست طلاق او موافقت می‌کند. سارا که بیمار است، پس از مدتی بستری می‌شود و در بیمارستان از فرهاد تقاضا می‌کند تا پس از مرگش، از دخترشان ستاره مراقبت نماید. فرهاد ستاره را نزد خود می‌برد ولی به خاطر فاصله‌ ای که میان آن دو وجود دارد؛ فرهاد در برقراری ارتباط با دخترش دچار مشکل می‌ شود. با اطلاع یافتن ستاره از ازدواج مجدد فرهاد ، شکل‌ گیری رابطه دوستانه میان آن دو سخت‌ تر می‌ گردد.

نامادری 1387

سعید و شیوا در پی اختلافات خانوادگی از یکدیگر جدا می شوند. سعید نگهداری از فرزندان را در خانه به یک پرستار سپرده است ولی بچه ها با تحریک مادرشان با او ناسازگاری می کنند. شیوا حس کرده است که شوهر پیشینش سعید قصد ازدواج با سارا (خانم پرستار را دارد) و …

فکر پلید 1377

آقا عبدالله مرد مهربانی است که چاپخانه دارد. او علاوه بر حمایت از برادرش کمال، به یوسف که همه خانواده‌اش را در زلزله از دست داده، رسیدگی کرده و سرمایه‌اش را برایش نگه‌داری می‌کند. یوسف که در چاپخانه، مشغول به کار شده؛ از ناملایمات محیط کار و حسادت‌های پسر آقا عبدالله اذیت می‌شود تا آنجا که …

ریحانه 1383

«ریحانه» داستان زندگی دختری تنها است که در روند زندگی عادی خود ناگهان متوجه می‌شود از نظر پیشینه خانوادگی آن چیزی نیست که تاکنون فکر کرده‌است. همین مسئله باعث می‌شود تا او برای پیدا کردن گذشته‌اش با افراد جدیدی روبرو شود که …

بهشت گمشده 1375

این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ سرهنگ بازنشسته‌ای است که در زمان جنگ، در جبهه حضور داشته و اینک پسرش که در خارج زندگی می‌کند به ایران بازگشته است؛ اما با بازگشت او، اتفاقات مختلفی رقم می‌خورد و…

پرواز در حباب 1385

منوچهر، قاچاقچی سابقه دار و معروفی است که ناگهان پی می‌برد به وسیله‌ای «لو» رفته‌است. او که در موقعیت سختی گرفتار شده، تلاش می‌کند با پسر ۱۲ ساله اش که کورش نام دارد، بگریزد اما پیش از هر اقدامی از سوی پلیس به قتل می‌رسد. با وجود این موفق می‌شود کورش، پسرش را از مهلکه فراری دهد. کورش به همکار پدرش به نام کامران پناه می‌برد اما کامران تصمیم می‌گیرد اجناس را از او بگیرد و این پسر رقیب قدیمی را از بین ببرد. کامران انجام این کار را به بهروز، راننده اش می‌سپارد. بهروز، کورش را به بیابان‌های اطراف شهر می‌برد اما نمی‌تواند او را بکشد بنابراین او را از کشور فراری می‌دهد و…

پس از باران 1379

این سریال در فضای گیلان مقابل دوربین رفت و نگاهی به تاریخ ایران در دوران اوایل پهلوی دوم است. پس از باران روایتی انسانی از روابط ارباب و رعیتی بود. این سریال با موضوع قراردادن زندگی خانواده یک ارباب و حضور دختری با عنوان همسر دوم ارباب، شرایط جدید و مخالفت‌های خانواده ارباب «همسر اول» و عواقب و عوارض چنین حضوری را نمایش می‌داد. در این سریال عشق همراه با ارباب بودن، و مظلومیت زنان دوم اربابان و قدرت اربابان و خان‌ها را در گذشته می‌توان دید. این سریال روایتی از دوران زندگی در زمان اوایل پهلوی دوم است و مشکلاتی که مردم متحمل می‌شدند.

رز زرد 1381

داوود و ليلي در شب عروسي خود راهي شمال مي شوند. آن ها در ميانه راه با مهشيد و آرش آشنا شده و با هم همسفر مي شوند. آرش كه بدنبال سانحه تصادف باعث مرگ مردي سياهپوش شده بود با همكاري داوود جسد را به درون مرداب پرتاب مي كند. داوود كه پس از اين اقدام تصميم به بازگشت مي گيرد با مخالفت آرش روبرو مي شود. آن دو با هم درگير مي شوند ولي داوود از خود هيچ گونه دفاعي نمي كند و ليلي كه اين كوتاهي داوود را دليل بر ترسو بودن او گذاشته تصميم به جدايي از او مي گيرد. داوود براي جلوگيري از اين تصميم او ماجراي زندگي و علت ترس خود را براي او تعريف مي كند كه طي مشاجره پدر و مادر او بر روي قايق وي ناخواسته پدرش را به درون رودخانه پرتاب كرده و پدرش كشته مي شود و مادرش نيز او را ترك مي كند. ولي ليلي همچنان بر تصميم خود مبني بر ترك داوود مصمم است. داوود كه در صدد اثبات شجاعت و ترسو نبودن خود است، در چهره مرد سياهپوش آنها را تهديد به مرگ مي كند. آن ها نيز بدون اطلاع از موضوع براي دفاع از خود او را مي كشند و در نهايت متوجه ماجرا مي شوند.