برچسب مرجان فریقی

زریان 1393

در اين سريال ارکان و خواهرش ارغوان بازارچه­ ای قدیمی را به ارث برده ­اند و هر کدام برنامه ­ای برای آن دارند، ارکان می­خواهد مجتمع تجاری بزرگی بسازد و ارغوان می­خواهد بازار را بازسازی کند جنگ دفاع از سنتها، پیشرف و مدرنیته میان خواهر و برادر حاکم است. ارکان و بچه هایش همراه با ارغوان در خانه ­ای زندگی می کنند. همسر ارکان در سانحه تصادف به داخل سد می افتد و جنازه اش هیچ وقت پیدا نمی­شود. ارکان اسبی دارد که گم می شود و دختری به نام "ئاسکه" اسب را پیدا می کند و رابطه ای عاطفی به قصد ازدواج میان ارکان و ئاسکه ایجاد می شود اما ارکان متوجه می شود که پدر او به خانواده ئاسکه ظلم زیادی کرده و قصد دارد که آن را جبران کند.

من غلامرضا هستم 1393

«رضا»، علاقۀ زیادی به «غلامرضا تختی» اسطورۀ کشتی ایران دارد. او باانگیزۀ زیاد تلاش کرده تا مانند این اسطورۀ جاویدان پهلوانی در میدان مسابقه پیشتاز باشد. درست زمانی که تصور می‌کند همه چیز خوب است، سرمایه‌گذار جدیدی برای هیئت کشتی پیدا شده که پیشنهاد ناجوانمردانه‌ای به مدیر هیئت می‌دهد. مرد قصد دارد با پیشنهاد پول پسر نوجوان مدِ نظر خودش را که هم وزن رضا بوده و «جلال» نام دارد، به مسابقۀ انتخابی تیم ملی بفرستد؛ از طرفی مربی تیم، رضا را برگزیده و نمی‌خواهد زیر بار این تصمیم برود اما مدیر هیئت که وضعیت مالی را وخیم می‌بیند تصمیم می‌گیرد با پیشنهاد یک مسابقه بین رضا و جلال مربی و سرمایه‌گذار را قانع کرده و نتیجه را به مسابقه‌ای که بین دو نوجوان برگزار خواهد شد واگذار کند.