پیشنهاد 1397
زن و شوهری که پسری به نام رضا دارند قصد جداشدن از هم را دارند . پسر پیش پدر بوده و قصد داشته او را به مدرسه ببرد. پسر را به مدرسه میبرد و او را جلوی مدرسه پیاده میکند ولی رضا وارد مدرسه نمیشود...
زن و شوهری که پسری به نام رضا دارند قصد جداشدن از هم را دارند . پسر پیش پدر بوده و قصد داشته او را به مدرسه ببرد. پسر را به مدرسه میبرد و او را جلوی مدرسه پیاده میکند ولی رضا وارد مدرسه نمیشود...
این فیلم حکایت سهراب جوانی 18 ساله را که قصد فروش اسب خود را داشته و در مسیر این فروش اسبش دزده میشود و جستجو برای پیدا کردن اسبش و اتفاقات این مسیر را دنبال میکند
سعید پسر گچکاری است که به تازگی با دختر مورد علاقه اش ازدواج کرده، اما به دلیل فقر خود و همسرش؛ جهاز خواهرش را برمی دارد و به خانه خود می آورد. خواهرش در صدد شکایت از او بر می اید، اما وقتی برای گرفتن فرم شکایت به مغازه قاسم که نزدیک دادگاه است، می رود ،با قاسم آشنا می شود و تصمیم می گیرد با او ازدواج کند. اما جهاز ندارد و قاسم هم به طبقه ای بالاتر از او تعلق دارد و... یکی دیگر از شخصیت های داستان زنی 65 ساله به نام خانم احتشام زنی کتابخوان است. همسر خانم احتشام فوت کرده و او با مستمری شوهرش تنها در خانه بزرگی که اینک مخروبه شده و یادگار شوهرش است، زندگی می کند. مادر سعید هفته ای یکبار برای نظافت به خانه خانم احتشام می آید. فیلم در واقع سه داستان جداگانه را دنبال می کند، داستان خانم احتشام؛ داستان سعید و همسر فقیرش و داستان قاسم و خواهر سعید. آدمهای این سه داستان در پایان به نحو دلنشینی به یکدیگر مرتبط می شوند.
مردی در زندگی اش با مشکلاتی روبرو است و وقتی آنها را با همسرش مطرح می کند....
فیلم درباره یک زوج به نام رعنا و محمود است که اخیرا رعنا به همسر خود شک کرده است و این کار رعنا باعث اذیت شدن محمود شده اما سهراب دوست محمود برای کمک به او راهی را پیدا کرده تا به رعنا ثابت کند که شک او بی مورد است،و این کار ماجراهای جالبی را در پیش داردو…
اين سريال داستان خانوادههايي را مطرح ميكند كه به مركز مشاوره رجوع ميكنند و ماجراهايي براي آنها پيش ميآيد.
محمد که همسرش باردار است برای یک پروژه آبرسانی به سوریه میرود. محلی که محمد در آنجا مشغول به کار است به دست داعش می افتد و خبری از محمد نیست. خبر از شهید شدن همه افراد داده میشود ولی همسرش لیلا باور نمیکند....
فرزاد وسیما با یکدیگر نامزد هستند اما پدر سیما شرط گذاشته که حتما باید اول مینا ازدواج کند و فرزین به فرزاد میگوید که من از خود گذشتگی میکنم و از مینا خواستگاری میکنم صحبت گلی که از قدیم عاشق عمه فرزاد و فرزین بوده با ورود عمه شرایط تغییر میکند ….