برچسب مرجان تاجیک

برای آخرین بار 1384

داستان این مجموعه دربارهٔ پدرکشی است. در خلاصه داستان این سریال آمده‌است: «حبیب کارگر ساده‌ای است که در یک کارخانه کار می‌کند اما بنا به دلایلی با دستور رئیسش آقای قندی اخراج می‌شود. در بین راه با دختری که به تازگی در کارخانه مشغول به کار شده هم مسیر می‌شود. حبیب به دختر دل می‌بندد و غافل از اینکه او دختر رئیس کارخانه است تا اینکه…»

عنکبوت 1398

داستان فیلم عنکبوت درباره سعید حنایی یکی از قاتلان زنجیره‌ای دهه هفتاد ایران است که در شهر مشهد چندین زن خیابانی را به قتل رساند. حنایی کارگری ساده بود که همراه همسر و دو پسرش در خانه‌ای در منطقه فقیرنشین مشهد زندگی می‌کرد.

نفس گرم 1394

این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ می‌دهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحت‌الشعاع قرار می‌دهد.

میش 1388

فرخ سنایی کارمند اداره گذرنامه است. با آمدن تولد دخترش دایی غلامرضا برای دختر فرخ کادویی جالب در نظر گرفته است. و هنگام آوردن آن کادو ماجرا های جالبی برای فرخ می افتد.

پرده نشین 1393

هدی پس از سال‌ها برای دریافت ارثیه پدری می‌آید اما برایش اتفاقات غیرقابل پیش‌بینی ای رخ می‌دهد..
این سریال به روحانیون و حضور آنها در محله‌ها و در کنار مردم توجه دارد و روی این موضوع متمرکز شده که روحانیون می‌توانند در حل مشکلات مردم به آنها کمک‌کنند.

آقا یوسف 1389

يوسف مسكوب صبح كه مي شود، مي رود نان سنگك مي گيرد و يكي هم براي پيرزن همسايه كه هيچ وقت او را نمي بينيم مي گيرد. آقا يوسف با دخترش رعنا صبحانه مي خورد. كيفي زير بغل مي زند و از منزل به سر كارش مي رود. در ميانه راهش وارد قهوه خانه اي مي شود كه آنجا همه او را مي شناسند. با دوستش مرتضي جباري يك بار ديگر صبحانه مي خورد.

كيف قبلي اش را با كيف ديگري عوض كرده و به سر كاري مي رود كه عارش مي آيد دخترش رعنا بداند. آقا يوسف خانه هاي مردم را تميز مي كند. مرتضي گاهي او را مي رساند و در راه با هم درددل مي كنند. مرتضي سال ها پيش از همسرش عصمت جدا شده و حق ندارد دخترش مريم را ببيند. وساطت آقا يوسف هم فايده اي ندارد. او عصرها قبل از رفتن به خانه، سري به عروس و نوه اش مي زند.

پسرش حميد مدتي‌ست به كانادا رفته و آقا يوسف جور خانواده او را مي كشد. يوسف بسيار دل بسته رعنا و نگران اوست. در خانه اي كار مي كند كه صاحبش دكتري است كه او را هرگز نمي بينيم اما دائماً زن ها به او تلفن مي زنند. ترگل كه در خانه دكتر كار مي كند از رفت و آمد زن ها به خانه اش براي آقا يوسف حرف مي زند. در حين تميز كردن خانه، ناگهان...

آسمان محبوب 1388

آسمان محبوب داستان زندگی دکتر جوانی به نام شایان است که در اوج موفقیت کاری و اجتماعی‌اش درمی‌یابد مبتلا به تومور مغزی شده‌است. او تصمیم به خودکشی می‌گیرد اما در آخرین لحظه اتفاقی رخ می‌دهد که باعث می‌شود سر از روستایی دورافتاده درآورد و وقایع غیرمترقبه‌ای برایش رقم بخورد. حضور وی در روستا او را با داستان ها و افرادی در می‌آمیزد که علاوه بر ایجاد حیرت، شادی و آرامش در وی منجر به تغییر کامل جریان زندگی وی در آینده خواهد شد. او با حضور در روستا و پذیرفتن نقش پزشک و معمار در آن محیط کوچک، ضمن کسب تجارب جدید، پرده جدیدی از مهربانی انسان ها را در قبال خود به نظاره نشسته و در پایان، زندگی خود را مدیون کسانی میشود که تنها چند روز در کنارشان زندگی کرده. وی پس از چندی به دلایلی از روستا خارج می‌شود و در هنگام بازگشت با صحنه عجیبی رو به رو می‌شود که تمام داستان فیلم را به چالش می کشد.