نفس گرم 1394
این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ میدهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحتالشعاع قرار میدهد.
این سریال یک ملودرام اجتماعی است و داستان آن دربارهٔ زنی بنام «ملیحه» است با اعتقادات بالای مذهبی، در مسیر داستانی سریال اتفاقاتی برای او رخ میدهد که به نوعی مسیر زندگی و اعتقادی اش را تحتالشعاع قرار میدهد.
در هر قسمت از این مجموعه تلویزیونی، یکی از مسائل اجتماعی - خانوادگی به تصویر کشیده میشد. داستان هر بخش مستقل بود و مضامینی نظیر مادرزن و مادرشوهر، همسایگی، روابط مالک و مستأجر، خرافهگرایی، بهانهجویی، توقع بیجا، دهانبینی و بیمسئولیتی و غیره، محور اصلی آنها بود. در پایان هر بخش، روشهای ساده و بهتر زیستن، در سکانسی تحتِ عنوانِ «زندگی شیرین میشود» ارائه میشد.
سریال دربارهٔ کارمند اجاره نشینی هست که در گیر و دار ازدواج و تهیه جهزیه دخترش بعد از مدتها تقاضای وام او مورد موافقت قرار میگیرد، اما همزمان حکم بازنشستگی اش صادر میشود و در این میان خانمی وارد زندگی او شده و به وی کمک میکند که ماجراهایی را برای شخصیتهای داستان به وجود میآورد.
کله پزی که عشقش به استقلال را با هیچ چیز دیگر عوض نمی کند دختری دارد که خواستگاری پرسپولیسی دارد و همین علاقه است که با مخالفت پدر روبرو می شود. در ادامه پدر دختر در تصادفی می میرد و ضارب متواری می شود تنها شاهد اتفاق مردی است با یک چشم که فقط رنگ و نوع ماشین را تشخیص داده است. به همین دلیل تمامی پژوهای سبزرنگ داخل شهر فراخوانده می شوند و داستان وارد فاز کلانتری می شود. افسر پرونده و چند تن از مأمورین کلانتری به دنبال قاتل می گردند. تا اینکه …
آرماندو داستان جوان ساده و مهربانی به نام آرمان را روایت میکند که سعی دارد مشکلات خواهرش و فرزندان خواهرش را برطرف کند. اما در این مسیر درگیر مسائلی میشود.
تیمور گلچین مرد مسن، خودخواه و ثروتمندیست که تمامی دارائیش را فروخته و در امر ساختمان سازی در دوبی سرمایه گذاری کرده و برای همیشه به آنجا می رود. در مسیر فرودگاه او با حاجی فیروزی برخورد لفظی پیدا می کند و حاجی فیروز به او از آه مظلوم و عدم ثبات روزگار میگوید. در دوبی تیمور به طور غیر منتظره ای با عوارض بحران اقتصادی جهانی مواجه می شود و میفهمد شریک ایرانی اش فرار کرده است و…
این سریال به صورت کلی قصه معاون وزیری است که سمت دارد و بعد از محل کارش خارج میشود و به دنبال زندگی خودش میرود، اما در ادامه مسائلی برایش پیش میآید که قصه را جلو میبرد.
آفاق (مرجانه گلچین) همراه دانیال پسرش (علی صادقی) و سارا دخترش(حدیثه تهرانی) از سفر برمیگردند. دلهره از زمانی شروع میشود که اردشیر (سیروس گرجستانی) همسر آفاق که قرار بودهاست به استقبال آنها بیاید نیامده است. آنها به ناچار با تاکسی به خانه میروند اما متوجه میشوند که اردشیر در آنجا هم نیست. صدری (حمید لولایی) دوستش هم از محل اردشیر اظهار بیاطلاعی میکند. آرام آرام مفقود شدن اردشیر برای خانوادهاش ماجراهایی میآفریند که اتفاقات سریال خوش نشینها را رقم میزند …