گردن زنی 1403
سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسیشان است که با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.
سریال گردن زنی، داستان سرنوشت باران و نیما در شب عروسیشان است که با آزادی خلافکار سابقهداری به نام شاهرخ تغییر کرده و سبب فاش شدن رازهای خانوادگی بسیار زیادی پیرامون آنها و تک تک افراد خانوادههایشان میشود.
داستان دربارهٔ سه عروسک طلسم شدهاست که بابا حاجت از آنها مراقبت میکند و به دنبال معجونی میگردد تا طلسم بدی را از آنها بردارد. از سوی دیگر بابا حاجت مریض میشود و دامادهای او به این فکر میافتند تا سراغ گنج پنهان او بروند.
دو سه سالی گذشت، رابطه جمشید و زری دیگه مثل سابق نبود، رضا و پری هم دیگه اون رضا و پری قبل نبودند تا اینکه شب عروسی ممد…
برزو شمس، تاجر و برجساز موفق، در شب جشن نامگذاری تنها نوهاش با دوست قدیمی خود روبرو میشود. حال این ملاقات زندگی گذشته برزو را برملا کرده و باعث دگرگونی زندگی وی میشود...
سریال «عشق کوفی» قرار است روایتگر یک عشق در سال ۶۱ هجری قمری باشد که اتفاقات کوفه و کربلا آن را دستخوش تغیراتی میکند.
سیاه چاله داستان فردی به نام جمشید را روایت می کند که در شصت سالگی درگیر بیکاری و اجاره نشینی است. در شرایطی که جمشید بالاجبار راهی خانه پدری در خارج از شهر شده، از ماجرایی مطلع میشود که تصور میکند زندگی خانواده را بهبود خواهد بخشید ولی اقدام او تمام اعضای خانواده را وارد چاله ای بزرگ تر میکند.
«هاتف» و «حاتم» دو برادر از یک خانواده سرشناس ساکن سیاهرود هستند. حاتم پسر ارشد خانواده دلداده پرستار بچهاش، «مارال» است. در حالی که هنوز ابهامات زیادی در رابطه با سرنوشت زن سابقش در میان اهالی سیاهرود وجود دارد. مارال میفهمد جان برادرش در خطر است. حاتم در پی کمک به مارال و پیگیری ماجرا متوجه میشود داستان برادر او به برادر کوچک خودش هاتف که چند سالی است به تهران مهاجرت کرده، گره خورده است. با بازگشت هاتف به سیاهرود، دو برادر درگیر موقعیت پیچیده عاشقانهای میشوند كه خروج از آن ممكن است آنها را تا مرزهای غریبی از عشق و نفرت بكشاند...