پرواز ۹۵۶ 1385
پرواز 956، پروازی است که در 23 بهمن 1380، تعدادی از مهندسان عرصه سازندگی کشور را آسمانی کرد. این فیلم داستان این پرواز میباشد.
پرواز 956، پروازی است که در 23 بهمن 1380، تعدادی از مهندسان عرصه سازندگی کشور را آسمانی کرد. این فیلم داستان این پرواز میباشد.
فیلم سینما شهر قصه یک نگاه نوستالژیک طنزآمیز به تاریخ سینمای ایران دارد.
این مجموعه به صورت اپیزودیک است. داستانها و اتفاقات در سالهای خیلی دور و در مکانی نامعلوم رخ میدهد، البته از نیمهی راه، به این مکان "بلخ" اطلاق میشود. مردم و اهالی این مجموعه به رغم آنکه در زمان گذشته هستند هر از گاه از ابزار مدرنی مانند تلفن همراه، تلویزیون، موتورسیکلت و … استفاده میکنند.
راوی داستانها سه گونهاند:
در قسمتهای اول، معلمی در مکتبخانه به زور برای شاگردان از روی کتابی قدیمی، حکایتهای پندآموز میخواند.
در قسمتهای میانی پدر پیری را در بستر مرگ مشاهده میکنیم که برای سه فرزندش با نامهای آلفرد، هیچکاک و تقدیم میکند - که کارهای اشتباه انجام میدهند - حکایت تعریف میکند تا آنها پند بگیرند.
در قسمتهای پایانی مردی زندانی در محبسی سنگ میشکند و بخاطر تنهایی نیازمند همصحبت است تا برای او حکایتی بگوید و در هر قسمت، همبندی جدیدی وارد زندان میشود، اما معمولا در پایان همان قسمت یا آزاد میشود یا از زندان میگریزد و زندانی اول، باز تنها میشود.
مجموعه ناخونک سریالی با نگاهی طنز و با استفاده از آیتمهای نمایشی کوتاه چند دقیقهای و شوخی با برنامههای پرمخاطب تلویزیون مانند “عصرجدید” تلاش دارد تا ضمن فرهنگ سازی و نقد عادتهای ناپسند شهروندی و اجتماعی فضائی شاد و مفرح را برای بیننده القاء نماید.
این مجموعه به تقلید طنزآمیز برنامههای سازمان صدا و سیما و طعنه به شخصیتهای مختلف مانند باب راس (لذت نقاشی/ "داد ماست" در "ذلت نقاشی") میپرداخت.
کاروانی برای سفر از بیابانی عبور میکنند که این بیابان به بیابان مرگ مشهور است آنان هنگام گذر تمام داراییشان توسط حسام بیگ به غارت برده میشود. این باعث میشود اتفاقاتی پیرامون این راهزنی در قالب طنز و تاریخی مدرن جلوه داده شود.
داستان این فصل از جایی شروع شد که نورالدین در حال پرداخت بدهیهایش است. ماجرایی که با مرگ مه لقاخانم همراه میشود. بعد از این هم در طول داستان شاهد بخشی از جریان زلزلههای معروف غرب کشور بودیم، ماجرایی که باعث شد اهالی روستا تا امن تر شدن اوضاع به صحرا بروند و مدتی آنجا زندگی کنند. در این جابه جایی و فضای تازه هم هر روز اتفاقات جدیدی رخ میداد، مواردی که در ابعاد کوچک و با طنز تلخی که در آنها وجود داشت، بخشی از مسائلی که حادثه دیدههای غرب کشور پشت سر گذاشتند را منعکس کرد.
این فیلم داستان دو زن را که عضو یک سازمان تروریستی مقیم خارج از کشور هستند، به تصویر می کشد که از طرف موساد مأموریت پیدا می کنند با نزدیک شدن به مهندس بهمن آرامی که کارشناس انرژی اتمی است و در زمینه مقاوم سازی سایت های اتمی فعالیت می کند، اطلاعاتی ذیقیمت را درباره مقاومت سایت های غنی سازی انرژی اتمی به دست آورند.