تانک خورها (جان برادر) 1403
زندگی آرام اعضای خانواده ربانی با ورود ناخواسته یک مار، پیدا شدن یک نسخه خطی نفیس و یک حفره اسرارآمیز دچار تحولاتی میشود...
سریال «جناب عالی» سعی دارد با محوریت قرار دادن شخصیت جوانی به نام «امیرعلی عالی» که فارغ التحصیل رشته هماهنگی و برنامه ریزی سیاسی در مقطع دکترا است، با نگاهی طنز، به بررسی معضل بیکاری و نقد به سیستم های اداری کشور بپردازد. این سریال با دست مایه قراردادن این مضمون که مشکلات ساختارهای اداری و دولتی یک شبه حل نمی شوند، به دنبال لزوم اصلاح اساسی زیرساختها، جوانگرایی و استفاده از نیروی انسانی باانگیزه است.
آرمین (ساعد سهیلی) جوانی ۲۵ ساله و دانشجوی تیزهوش کامپیوتر؛ توان برقراری ارتباط با آدمها را ندارد و بیشتر وقت خود را با سایت کتابخوانیاش که خودش ساخته میگذراند. پدرش (مجید مظفری) مبتلا به بیماری ام اس شده و از مادرش (پریوش نظریه) جدا شدهاست. او در وبگاه کتابخوانی با ژاله (ماهور الوند) دختری که فهرست کتابهای مورد علاقهاش بسیار شبیه به آرمین است، آشنا و علاقهمند میشود. ژاله او را که مشکل مالی دارد، برای کار به شرکتی که خودش در آنجا به عنوان گرافیست کار میکند، معرفی میکند. آرمین در شرکت با بهمن (حسین یاری) رئیس شعبه، آناهیتا (لیلا حاتمی) نامزد بهمن، هاله (آزاده صمدی) منشی شرکت، نادر (حمیدرضا آذرنگ) از اعضای هیئت مدیرهٔ شرکت مادر، و مروارید (ویشکا آسایش) همسر نادر و یکی از اعضای هیئت مدیره شرکت مادر آشنا میشود. آرمین در این شرکت به عنوان مسئول امنیت شبکه استخدام میشود و این شروع ماجراهای زندگی تازه او است.
فريد جواني است جاهطلب و جوياي نام و ثروت كه مي خواهد ره صد ساله را يكشبه طي كند. او به همراه دوستش مسعود كه شخصيت چندلايه و منحصر به فردي دارد و همواره تحت تأثير شخصيت فيلم حرفه اي لوك بسون خود را «لئون» مي نامد، وارد يك معامله بزرگ و بين المللي هرويين مي شوند. آنها در اين معامله كه طرف مقابل آن پاتريك قاچاقچي بزرگ بين المللي است دست به تقلب مي زند و چند صد كيلو هرويين فشرده را در يك درگيري سرقت مي كنند. از طرف ديگر پاتريك، براي رسيدن به آنچه از دست داده و تنبيه فريد، خانواده او را كه در آستانه مهاجرت به كانادا هستند به گروگان مي گيرد. او همسر فريد را كشته و دخترش سوده را به گروگان مي گيرد. نيروي انتظامي از نقشه سرقت بزرگ مواد مخدر آگاه مي شود و يك معامله صوري را توسط يكي از افسرانش ترتيب مي دهد. مسعود در جريان معامله صوري كشته مي شود. فريد از يك طرف با پليس و از طرف ديگر، براي آزاد كردن سوده و گرفتن انتقام قتل همسرش، با پاتريك درگير مي شود. در نهايت سوده كه همسر پاتريك نسبت به او احساس مادرانه پيدا كرده، در درگيري بين فريد و عوامل و كارگزاران پاتريك و نيروي انتظامي آزاد مي شود و فريد و پاتريك در يك درگيري خونين بين آنها و نيروي انتظامي كشته مي شوند.