ریحانه 1383
«ریحانه» داستان زندگی دختری تنها است که در روند زندگی عادی خود ناگهان متوجه میشود از نظر پیشینه خانوادگی آن چیزی نیست که تاکنون فکر کردهاست. همین مسئله باعث میشود تا او برای پیدا کردن گذشتهاش با افراد جدیدی روبرو شود که …
«ریحانه» داستان زندگی دختری تنها است که در روند زندگی عادی خود ناگهان متوجه میشود از نظر پیشینه خانوادگی آن چیزی نیست که تاکنون فکر کردهاست. همین مسئله باعث میشود تا او برای پیدا کردن گذشتهاش با افراد جدیدی روبرو شود که …
داستان این فیلم بین یك زن و شوهر و زن تنهایی كه در واحد كناریشان زندگی میكند، اتفاق میافتد و حوادثی كه پیش میآید، باعث میشود هركدام قضاوت نادرستی نسبت به ماجرا داشته باشند، اما روایت ماجرا از دید مرد، زن و زن همسایه در هر كدام از اپیزودها، شكل دیگری به آن میدهد و میبینیم كه همه چیز خلاف قضاوت ماست و حق با راوی آن اپیزود است؛ اما در اپیزود آخر شخصیت اصلی داستان یعنی زن همسایه معرفی و حقایق بیشتری معلوم میشود كه كمك میكند به قضاوت بهتری دست یابیم.
طاهر(خان بابا) که کشتی گیر مشهوری است به همراه چهار دخترش و خانواده آن ها در یک ساختمان زندگی می کنند. وی برای کمک به دو دانشجوی مجرد، اتاقی را در پشت بام در اختیار آنها قرار می دهد. دختران برای مقابله با این کار از طاوس خواهر طاهر که با او اختلافاتی نیز دارد، کمک می گیرند و ....
این مجموعه از دردسرهای تلفن مشترک در یک آپارتمان پرده برمیدارد.
زندگی به شرط خنده در روایتی طنز، در خانهای که صاحب آن در خارج از کشور به سر میبرد؛ افرادی زندگی میکنند که هر کدام برای خود مشکلات و آرزوهایی دارند. در این میان خشایار، پیرمرد سودجو و پول دوستی که وظیفه مراقبت از خانه را بر عهده دارد، در نبود صاحب خانه، آن را به گروههای مختلف فیلمبرداری اجاره میدهد.
داستان سریال جیران، در زمان قاجار سپری می شود. این سریال روایتگر دوران ناصرالدین شاه و زمان پس از مرگ امیرکبیر است. داستان این سریال در رابطه با عشق ناصرالدین شاه به یکی از زنان حرمسرایش به نام “جیران” است. جیران به عنوان اولین سوگلی ناصر الدین شاه شناخته می شود.
خانواده آقا محمود با با خبر شدن از این پسر کوچک خانواده سعید قصد مهاجرت دارد
دچار مشکلاتی می شود. و محمود پدر پیر خانواده مجبور است فراق و دوری پسرش را تحمل کند و سایر مسائلی که در طول سریال پیش می آید و این خانواده را به چالش می کشد.
"رباعی " داستان کمال طراوت مجری یك برنامه تلویزیونی است كه با مادر پیرش زندگی میكند. كمال در یكی از برنامه های خود با دختری چهل ساله به نام رباعی آشنا میشود. مادر كه مرگ را نزدیك میبیند به او مهلت میدهد دختری را جهت ازدواج مشخص كند. اما وقتی كمال، رباعی را معرفی میكند مادر به مخالفت می پردازد و...