برچسب محمود کلاری

داستانهای جزیره 1377

اپیزود اول:
دختر دايي به دريا مي رود و گم مي شود، اما مدتي بعد، پروازكنان با دو بال سفيد در ميان ابرها برمي گردد. پسر عمه (علي) كه بازيگر است و براي بازي در فيلمي در جزيره كيش است، بازگشت دختر دايي را باور مي كند و حتي با او در آسمان پرواز مي كند. گروه نگران مي شود ولي علي صحيح و سالم بازمي گردد.
اپیزود دوم:
محسن مخملباف كه در جزيره كيش فيلم در را مي سازد، براي حضور در انتخابات مجلس ششم، به تهران مي آيد.
اپیزود سوم:
دختر نوجواني به نام باران به همراه مادرش براي سفر كوتاهي به كيش مي رود. در گردشي دريايي، با پسري كه خود را «بومي» معرفي مي كند آشنا مي شود و اين آشنايي به يك سفر ذهني و دريايي مي پيوندد. بومي براي مرواريدي كه مي خواهد به باران پيشكش كند به دريا مي رود و در دريا گم مي شود و باران به شهرش بازمي گردد.

ساعت ۵ عصر 1395

داستان فیلم در سال ۱۳۹۲ اتفاق افتاده‌است و با فضایی مدرن آغاز می‌شود. مهرداد پرهام (سیامک انصاری) یک وکیل دادگستری است که به تنهایی در شمال شهر تهران زندگی می‌کند. نامزد او (آزاده صمدی) در فرانسه مشغول تحصیل است و او باید برای پرداخت قسط بانکی تا راس ساعت ۵ خود را به شعبه بانک برساند تا خانه‌اش را از مصادره شدن توسط بانک نجات دهد.

در این میان اتفاقات زیادی برای او می‌افتد که روند داستان را شکل می‌دهد و هر کدام نشانگر معضلات اجتماعی و ناهنجاری‌هایی است که هر روزه ما با آنها سر و کار داریم و شاید برایمان عادی شده‌است. از حضور و هجمه مردم در مترو برای سوار شدن تا شرایط نامساعد سفرهای درون‌شهری و بیمارستان‌های کشور.

بمب یک عاشقانه 1396

فیلم بمب یک عاشقانه روایت گر زندگی زوجی (پیمان معادی و لیلا حاتمی) است که مشکلاتی در زندگی زناشویی خود دارند و آن مشکلات تا حدی هستند که زوج قصه ما در حتی هنگام بمباران به زیرزمین مجتمع مسکونی شان پناه نمی برند و فقط در اتاق هایی جداگانه به سر می برند تا بمباران تمام شود و از طرفی دیگر بیان گر عشقی میان دختر و پسر نوجوانی به نام سعید و سمانه است که در هنگام بمب باران تهران و در زمان پناه گیری خانواده ها در زیر زمین در زیرزمین با هم آشنا می شوند.

پایان دوم 1389

دختر جوانی در یک اتفاق غیر عادی ایمیلی دریافت میکند که تاریخ آن مربوط به دو سال پیش است، فرستنده ایمیل در همان تاریخ از دنیا رفته از طرفی او عاشق فرستنده ایمیل بوده و هر روز انتظارش را میکشد …

اشباح 1392

داستان زندگي تيمسار سليماني است که درگير مسائل حاد زندگي است و با همسر خود دچار مشکلات عجيبي مي‌شود. سارا در کشاکش زندگي پرتلاطم با تيمسار به فکر رهانيدن خود از زندگي است و در تقابل عشق و عقل که در قاموس مقررات جاري او نمي‌گنجد. دايي‌بابا وکيل خانواده در تلاش آرام کردن اوضاع است و از سوي ديگر معمار براي اهداف خود شرايط سختي را براي تاجي خانم و دخترش به وجود آورده است. مازيار نيز پس از آمدن به ايران درام‌هاي تازه‌اي را رقم مي‌زند و اهالي خانواده چون شبح‌هاي سرگردان به دنبال خلوت‌هاي زندگي خود مي‌گردند.

بهت 1396

آتنا و همسرش، که هردو فرهنگی و از قشر مرفه جامعه هستند، بچه‌دار نمی‌شوند. پس آتنا، به سراغ کارمندش لیلا می‌رود. لیلا که به خاطر مشکلات مالی همسرش زندگی سختی را می‌گذارند، قبول می‌کند فرزند آتنا و همسرش را به مدت نه ماه در رحم خود نگه دارد.

کلمبوس 1397

خانواده‌ای که قصد مهاجرت به آمریکا را دارند و چندین سال در انتظار اقامت در این کشور هستند که یکی از اعضای فامیل قرار است برایشان این کار را انجام دهد با تغییر رییس جمهور و تصویب قانون جدید منع مهاجرت مردمان ایرانی‌تبار درگیر مشکلاتی می‌شوند...این فیلم مشکلات مهاجرت از ایران به کشورهای غربی را به نمایش می‌کشد..

گرگ و میش 1385

ساره و سوده، خواهراني كه والدين‌شان را در زلزله از دست داده اند زندگي خوبي در كلبه اي در كوهستان هاي شمالي دارند. ساره مرد جواني به نام پارسا را كه راهش را گم كرده به كلبه مي آورد. پارسا فردا از آنها جدا مي شود اما به علت مصرف قرص هاي روان‌گردان به كلبه برمي گردد و به سوده تجاوز مي كند و مي گريزد. ساره تصميم مي گيرد از پارسا انتقام بگيرد و راهي تهران مي شود كه به او خبر مي دهند سوده خودكشي كرده است. ساره از طريق زن و برادرزن پارسا مي فهمد كه او مردي هوسران است و به علت ورشكستگي از دست طلبكاران فراري است و اكنون در مسافرخانه اي در بندرعباس منتظر خروج از كشور. ساره راهي جنوب مي شود. در راه با دختري بي‌پناه به نام معصومه كه به زور به فساد كشيده شده آشنا مي شود. در طول مسير،‌ اين دو با زن پاك و راهزني كه توبه كرده روبرو مي شوند. نگاه ساره به زندگي عوض مي شود و از انتقام صرف نظر مي كند، اما به درخواست معصومه راهي بندر مي شوند تا دريا را ببينند. در آنجا زني جنوبي براي انتقام از پارسا او را كشته است. ساره و معصومه زندگي تازه اي را شروع مي كنند.