برچسب محمود کریمی

مالیخولیا 1395

داستان این فیلم دربارهٔ آدم‌هایی است که دچار دوگانگی هویتی شده‌اند. پس از مدت طولانی و مشکلات فراوان مینا باردار شده است و از سوی همسرش حسام احساس بی‌توجهی می‌کند. حسام که خود را در کنار مینا می‌داند، درگیر مسائل و مشکلات خانوادگی همکارش شیرین شده‌است.

نفوذی 1388

سال 1382، فريدون كيان فر همراه با عده اي ديگر از اسيران جنگي به جا مانده در عراق، به ايران باز گردانده مي شوند. دو نفر از نيروهاي اطلاعاتي و امنيتي او را به دليل اين كه مشهور به جاسوسي، پيوستن به سازمان مجاهدين و نقش داشتن در شهادت عده اي از اسيران ايراني بوده، بازداشت و بازجويي مي كنند. از سوي ديگر، بدنامي فريدون براي خانواده اش هم از قديم مشكل درست كرده و حتي ازدواج پسرش فرهاد را تحت الشعاع قرار داده بود. مأموران اطلاعاتي در صحبت با برخي از هم بندهاي فريدون، از جمله صادق جورابچي كه اكنون سرمايه دار است، و نيز داريوش يحيوي كه قبلاً در عراق عضو سازمان مجاهدين بوده و بعد توبه كرده گذشته او را جويا مي شوند. به موازات تيم دو نفره بازجوي فريدون، جانبازي كم بينا به نام ماشاءالله هم وارد حوزه كاري آنها مي شود و...

توفیق اجباری 1386

رضا گلزار كه ستاره محبوب جوان ها در سينماست، به تازگي با درخواست همسرش سيمين و به رغم علاقه اي كه هنوز ميان آنها وجود دارد، از هم جدا شده اند. برادر سيمين، عطا كه دوست رضاست و كليدهاي متعدد خانه را دارد، همچنان رابطه اش را حفظ كرده و رفت و آمد مي كند و در عين حال براي سيمين خبر مي برد. دوستان سيمين هم به نوعي درگير ماجرايند. ليدا كه يك وكيل ضد مرد است، در پي تنبيه هر چه بيشتر رضا و ادامه جدايي‌ست و مهريه سيمين و دو دانگي كه از خانه سهيم است، بهانه خوبي براي ليدا است تا سيمين را تحريك و تشويق به انتقام از رضا كند.

دوستش بيتا كه شيفته گلزار است، همه كار مي كنند تا به او نزديك شود اما با بي اعتنايي او روبرو مي شود. دوست ديگرشان فرنگيس بيشتر دل در گرو عطا دارد و حواسش به اوست. همزمان با اين ماجراها، دختر جواني كه نام او هم سيمين است و از بستگان همسايه پير طبقه بالايي‌ست از فرنگ سر مي رسد. موقعي كه روز قبل، زن و شوهر پير طبقه بالا براي شركت در مراسم ختمي رفته اند و مهمان نيامده خود را به گلزار سپرده اند، رفتار سيمين دوم به فراخور كشوري كه در آنجا زندگي كرده، صميمانه تر از حد انتظار و عرف است. سيمين اول خبردار مي شود و به بهانه هاي مكرر وارد خانه مي شود و اعلام موجوديت مي كند.

سرانجام پس از آنكه سيمين دوم به حساسيت ماجرا پي مي برد، در پي حادثه اي اتفاقي براي سيمين اول، به صورت پنهاني با او همكاري مي كند تا زندگي مشتركشان سربگيرد. با طرح و اجراي دروغين حاملگي سيمين اول، گلزار كه عاشق بچه است متحول مي شود اما چند قدم مانده به شروع دوباره، به گونه اي تصادفي متوجه دروغ بودن ماجرا شده و عصباني و دل شكسته، عازم مكان خلوتي در شمال مي شود. با يادآوري فرنگيس، سيمين اول نيز به همان جا مي رود و تصادفي حرف هاي گلزار را با كودك فال فروش مي شنود، كه چقدر همسرش را دوست دارد. آنها سرانجام آشتي مي كنند و در راه بازگشت، نشانه اي ديده مي شود كه اين بار گويا واقعاً فرزندي در راه دارد.

چهارشنبه خون به پا می شود 1393

گلنار (پانیذ پارسا) خواهر کوچکتر ارس (حماسه پارسا) در کار خبرنگاری به موردی برمی‌خورد که قاچاق ارز تقلبی و دختر انجام می‌شود و مرکز فعالیت و پولشویی آنها یک صرافی است که متعلق به آقای یونسی (همایون ارشادی) می‌باشد. گلنار توسط آدمهای یونسی کشته می‌شود و این در حالی است که ارس هنگام مرگ مادرش به او قول داده بوده همیشه مراقب خواهرش باشد.

از طرفی یکی از افراد یونسی دختری است به نام پروانه مظاهری که کشته می‌شود و طوری نقشه چیده می‌شود که علی‌اکبر (محمدرضا فرد) که از دوستان ارس هست و در اندیشه افشاگری کارهای یونسی است، قاتل قلمداد شده و از میان برداشته شود.

روز چهارشنبه‌ای ارس به کمک دو تا از دوستانش، ابی (احسان بذلی) و مایکل (مهران گل‌محمدی) و همچنین نامزد علی‌اکبر به نام لیلا (سارا منجزی) با قصد به دست آوردن اطلاعاتی از خلافهای یونسی با اسلحه به صرافی حمله کرده و چند نفر را می‌کشند و از پلیس درخواست می‌کنند دوست زندانی‌شان یعنی علی‌اکبر از زندان آزاد شود.

در این میان بین سرهنگ (فرامرز قریبیان) از مأموران پلیس و سید مرتضی (حامد بهداد) که افسر اطلاعاتی است اختلاف نظرهایی به‌وجود می‌آید که به اعتقاد سرهنگ باید با ملایمت با گروگانگیرها رفتار شود اما سید مرتضی می‌گوید همه آنها باید کشته شوند. سرهنگ ریشه این موضوع را در گذشته مشترکی می‌داند که سید مرتضی با ارس و علی‌اکبر دارد...

نگار 1394

این فیلم به ماجرای جنایی پرداخته جایی که نگار جواهریان نقش دختری به نام نگار را بازی می‌کند. او دختر خانواده‌ای نیمه مرفه و اصیل است، پدر او دریک معامله اقتصادی شکست خورده و با اسلحه خودکشی کرده‌است. این تحلیلی است که پلیس نسبت به مرگ او اعلام می‌کند اما نگار این تحلیل را باور ندارد و برای رسیدن به اصل ماجرا تصمیم می‌گیرد که روزهای آخر پدر را مرور کند.