برچسب محمود کاشانی

راه بی پایان 1386

این مجموعه درباره ارتباطات ناسالم اقتصادی و نقش باندهای مافیایی در پولشویی و معاملات غیرقانونی است: «بهزاد» و برادر همسرش «کامران» به‌اتفاق «اکبر» سال‌هاست که با هم دوست و همکارند. «بهزاد»، مدیرعامل یک شرکت واردات و صادرات است که «اکبر» هم در آن شریک است. بعد از خواستگاری اکبر از دختر بهزاد و مخالفت او، بهزاد تصمیم می‌گیرد از شرکت جدا شود و…

گاوصندوق 1388

در گاوصندوق خانه غلامحسین پروانه، جواهری گران‌قیمت به امانت گذاشته شده، که تعدادی تصمیم به سرقت آن دارند. یکی از آنها جوانی شهرستانی به نام غلامرضا (افشین هاشمی) است که برای این کار از طرف یک گروه زیر فشار قرار گرفته‌است. او برای دسترسی به گاوصندوق، در مجتمع محل سکونت پروانه، اقدام به اجاره یک آپارتمان می‌کند و به تدریج عاشق دختر آقای پروانه می‌شود. داستان مجموعه تلویزیونی دارای پیچ و تابهای معمایی فراوان و جذاب به سبک داستانهای آگاتاکریستایی و دارای وجه روانکاوانه معمایی است.

نابرده رنج 1390

داستان این مجموعه به سال‌های دهه شصت و زمان جنگ ایران و عراق بازمی‌گردد. سریال در مورد جوانی به نام اسد (با بازی کامبیز دیرباز) است که در تهران قدیم و در محله پامنار زندگی می‌کند. اسد با کسی به نام منوچهر (سیاوش طهمورث) که فردی پولدار است و در دروازه شمرون زندگی می‌کند، آشنایی دارد. اسد به دلیل قاچاق کالا به زندان می‌افتد و در همین هنگام، پدرش فضلعلی (با بازی صدرالدین حجازی) درمیگذرد و پس از مرگ وی دفتر خاطرات پدر به اسد می‌رسد. اسد با خواندن این دفترچه متوجه می‌شود که در روستایی با نام سلمت آباد در نزدیکی شهر مرزی پاوه گنج خانوادگی پنهان است و به همین دلیل از زندان فرار می‌کند تا با پیدا کردن گنج کمکی برای خانواده خود انجام دهد، در این میان کارآگاه پلیسی به نام جابر (میلاد کی مرام) مسئول پرونده اسد و عماد (سام درخشانی) است تا از راه آن‌ها بتواند رد یک قاچاقچی سابقه دار و محتکر در زمان جنگ را بزند، اما او در این میان دلباخته خواهر اسد یعنی مرضیه (با بازی سحر دولتشاهی) می‌شود.

حضور اسد و عماد در جبهه و تلاش آن‌ها برای رسیدن به گنج در بحبوحه جنگ منجر به خلق صحنه‌های کمیک می‌شود. اسد به همراه عماد و منوچهر به دنبال این گنج می‌رود و در این راه با دختری کرد به نام کژال و همچنین گروهش آشنا می‌شود. جابر در تعقیب اسد و عماد خود را به جبهه می‌رساند و آنها را پیدا می‌کند و برای پیدا کردن گنج با آنها همراه می‌شود. زمانی که به گنج می‌رسند ارتش عراق به آن منطقه پیشروی کرده‌است و اسد و عماد و جابر به همراه کژال و گروهش به جنگ با ارتش عراق می‌روند و همگی شهید می‌شوند، به غیر از عماد که جانباز می‌شود، و در نهایت منوچهر به آن گنج می‌رسد که برای پیدا کردن چوب در باتلاق گیر می‌کند و آن گنج دست نخورده باقی می‌ماند

ماهی ها عاشق می شوند 1383

عزيز پس از تحمل چند سال زندان و در مجموع بيست و چند سال دوري از زادگاه، در مسير بازگشت به شهرش با جواني به نام رضا آشنا مي شود كه ديدگاه هاي خاصي درباره غذا دارد. در يكي از ايست هاي بازرسي، جوان دستگير مي شود و از او شماره تلفني نزد عزيز مي ماند كه به قصد ديگري گرفته بود. عزيز پس از رسيدن، با دو دوست دوران جواني اش ملاقات مي كند. اولي تلاش مي كند عزيز را راضي به فروش خانه اش كند. خانه عزيز تبديل به رستوران خانگي آتيه شده؛ همان كسي كه زماني قرار بود با او ازدواج كند. عزيز پس از ملاقات با رحمت كه در خانه پدري اش پيشكار بوده، تصميم مي گيرد به رستوران سر بزند. آتيه به همراه دخترش توكا و دو زن ديگر، رستوران را اداره مي كند. آتيه پس از غيبت ناگهاني عزيز ازدواج كرده و شوهرش پس از مدتي در دريا غرق شده. اكنون او با ورود عزيز احساس خطر مي كند كه مبادا دليل بازگشت عزيز، بازپس گيري خانه باشد. پدر عزيز كه در دوران اسارت او مرده، وانمود كرده كه پسرش در سفر خارج است. عزيز به ملاقات هم سفر جوانش مي رود و پس از آشنايي دوباره با آتيه، درصدد برمي آيد تا خانواده ي رضا را از دستگيري اش باخبر سازد. با شماره اي كه به همراه دارد تماس مي گيرد و در كمال تعجب مي فهمد كه شماره رستوران آتيه را گرفته. به مرور مي فهمد كه توكا و جوان دستگير شده، رابطه اي مشابه عزيز و آتيه داشته اند و غيبت ناگهاني جوان، توكا را در موقعيت گذشته مادرش قرار داده. يكي از دوستان رضا كه به توكا توجه دارد، از روي عمد، دستگيري رضا را فاش نمي كند. عزيز در بالاخانه رستواران مستقر شده و آتيه و زنان، با بهترين غذاها از او پذيرايي مي كنند. پس از رفع سوء تفاهم آتيه، رابطه اش با عزيز گرم مي شود، اما عزيز به طور مرموزي از افشاي ماجراي رضا و طمع نداشتن به پول رستوران خودداري مي كند. تلفن وكيل عزيز را از خود مي راند. عزيز كه از طرف رضا هم متهم به دورويي و خيانت شده، سرانجام شرايط آزادي او را فراهم مي كند و مي رود. آتيه از روي يكي از نقاشي هاي عزيز، رد خانه پدري عزيز را مي گيرد و به آنجا مي رود.

من مادر هستم 1390

فیلم دربارهٔ زندگی دو خانواده مرفه است که در حال فروپاشی است. در این میان حوادثی که برای دختر یکی از خانواده‌ها که نوزده سال دارد (باران کوثری) پدید می‌آید، سبب برملا شدن بسیاری از رازهای زندگی آدم‌های قصه می‌شود. این دختر ۱۹ ساله که آوا نام دارد توسط دوست خانوادگی خود به نام سعید مورد تجاوز قرار می‌گیرد و به سبب انتقام از او دست به قتل سعید می‌زند. در همین حین ناهید، مادر آوا، قتل را به عهده می‌گیرد. اما نهایتاً آوا اعتراف به حامله بودن از سعید و همچنین قتل سعید می‌کند که …