نفوذ (فصل 2) 1392
داستان این فصل در ادامه فصل قبل بوده و همان مبحث جوانان و اینترنت را در کنار ماجرایی تروریستی که امنیت فضای مجازی کشور را به خطر می اندازد دنبال می کند.
داستان این فصل در ادامه فصل قبل بوده و همان مبحث جوانان و اینترنت را در کنار ماجرایی تروریستی که امنیت فضای مجازی کشور را به خطر می اندازد دنبال می کند.
«آوای سکوت» قصه ای اجتماعی دارد و به موضوع تردید در روابط یک مثلث عاشقانه می پردازد.
طاهر مستندساز جوانی است که برای تهیه مستندی راجع به بناهای تاریخی به زنجان می رود، او در یکی از ساختمانهای درحال تخریب سندی کشف می کند که ناگفته هایی از زندگی یک شهید انقلاب در آن ثبت شده است، این آغاز جستجوی نادر است که او را به گذشته ای دور می برد، زمانی که نخستین تظاهرات ضد حکومتی شاه در زنجان شکل گرفت.
«یاور» یک راننده تاکسی است که بعنوان تدارکات یک فیلم در پشت صحنه به تهیهکننده و کارگردان کمک میکند، کمکهای این راننده تاکسی که محمد کاسبی نقش آن را بازی میکند ماجراهای جالبی را ایجاد میکند. یاور در مسیر کمکها و مهربانیش به مردم باعث میشود کانون خانوادهای فرو نپاشد و در نهایت بانی ازدواج دختر آن خانواده با پسرش میشود.
اين فيلم براساس زندگي مرحوم «حاج عبدالله والي» ساخته شده است و روايت زندگي مرحوم والي از زبان نوجواني به نام جمعه است. جمعه که مادرش در آستانه مرگ قرار دارد در منطقه بشاگرد زندگي ميکند. جمعه از والي کمک ميخواهد و والي که خودرا وقف مردم بشاگرد کرده است با اميد بخشيدن به جمعه باعث ميشود تحول بزرگي در او به وجود بيايد. مرحوم والي در سال 61 با منطقه محروم بشاگرد آشنا شده و در حالي که حضور خود را درجبههها لازم ميبيند اما تلاش در فقرزدايي از بشاگرد را واجب تر ديده و خودرا تا لحظه مرگ وقف آنجا ميکند. در واقع او کاشف بشاگرد است.
زوج جوانی برای گذراندن ماه عسل به شمال می روند، در یک مهمانی آنها را بیهوش می کنند و در حال استعمال مواد مخدر از آنها عکس تهیه و اقدام به اخاذی میکنند. عسل بدیعی اشکان خطیبی کاظم افرندنیا حمید ابراهیم پرستو مقدم بازیگران این فیلم هستند.
داستان این فیلم درباره 15 دانشآموز کلاس هشتم است که به دلیل شیطنتهای فراوان مسائلی بین آنها و ناظم مدرسه پیش میآید...
فیلم داستان مرد جوانی به نام حامد است که با داشتن یک کارخانه کوچک، وضع مالی خوبی داشته و به همراه همسر و دخترش زندگی آرامی را میگذراند. در همین بین، روزی از بانک به او اطلاع میدهند که برنده فیش سفر حج شده است. وی که به خاطر عزیمت به خانه خدا، تصمیم میگیرد به دنبال حلالیت گرفتن از کسانی میرود که دینی به گردن او دارند. در این میان داستان وارد گذشته حامد میشود، زمانی که وضع مالی بسیار بدی داشته و همسرش نیز در بیمارستان بستری بوده. او که تحت فشار زیادی است، مقداری طلا را پیدا کرده و با فروختن آنها هزینه درمان همسرش را میدهد. حال که به دنبال یافتن صاحب طلاها میرود، درمییابد همین کار او باعث شده خانواده دیگری مورد اتهام قرار گرفته و اتفاقات بسیار بدی برایشان رخ دهد. در نهایت و پس از مشکلات فراوان، حامد موفق میشود حلالیت بگیرد، اما فیش حج خود را به مردی که در اثر اشتباه او متهم شده بوده میبخشد.