برچسب محمود محمدی

یالانچی پهلوان 1394

داستان یالانچی پهلوان با محوریت شخصی به نام بختیار که پدر خانواده ۶ نفره است شروع می شود و وی که به دلیل ناموفقیت در کسب و کار افسرده شده است بیشتر ساعات خود را در خواب به سر می برد تا اینکه پسر وی در خواب پدربزرگ خود را می بیند و پدربزرگ جای گنجی را به او نشان می دهد و ... .

ددمان 1398

داستان این سریال مربوط به جوانی بنام هوشنگ است که بدلیل شکست در سرمایه گذاری به خانه پدری خود که ددمان نام دارد برمی گردد.

آتش و باد (جشن سربرون) 1400

بهادر کدخدای ایل پوسان با کدخدای طایفه همسایه سرخو رقابت و مخالفتی دیرینه دارد. مدتی است آتش کینه‌ها خاموش شده است تا اینکه سرخو با اعتماد به نفس به خواستگاری دختری زیبا و کم سن و سال بهادر جهان پسند می‌آید. غافل از اینکه قرار است مدتی بعد جهان پسند به عقد پسرعمویش درآید. بهادر قاطعانه با این وصلت مخالفت می‌کند. زخم‌های کهنه سرباز می‌کنند. هر دو طایفه از کدخدای خود حمایت می‌کنند. درگیری ابعاد بزرگتری می‌یابد و بهادر تلاش بزرگی را آغاز می‌کند.

یاشا 1394

سریال تلویزیونی یاشا با موضوع اجتماعی و تم طنز و رویکرد فرهنگ فولکور آذری و موسیقی آشیقی و به همراه کاراکترهای روستایی که در آن بازیگران روایتگر یک زندگی سنتی در یک جامعه مدرن شده به همراه حفظ همه شئون فرهنگ بومی خود با ایجاد کشمکش در میان کاراکترهای آن با تصویری از یک فرهنگ بومی که در آن باید تغیراتی برای ساختن یک زندگی بهتر در آرمان شهر روستایی خود ایجاد نمایند .

سفر صفرعلی 1398

صفرعلی از دل زمان قاجار با مرکب زمان به سال 98 سفر کرده و در زمان حال با ندیده اش که کاندیدای مجلس شده و درگیر بحران کم آبی است، روبرو می‌شود که ...

به وقت رهایی 1392

فیلم به وقت رهایی به زندگی حکیم محمد هیدجی یکی از شعرا و فلاسفه نامی زنجان و ایران می پردازد و تلاش می‌کند تا در حد امکان شخصیت برجسته و اندیشه‌های تاثیرگذار و قابل تامل حکیم هیدجی را به مخاطبان معرفی نماید .

سرزمین کهن (سرزمین مادری) 1392

این مجموعه به بررسی تاریخ سیاسی-اجتماعی ایران از سال۱۳٢١ تا پیروزی انقلاب ۱۳۵۷ ایران در بستر زندگی یک پسربچه می‌پردازد که در قالب سه فصل برای پخش آماده شده‌است. در فصل اول سریال، کودکی رهی که شخصیت اصلی سرزمین کهن است به تصویر کشیده می‌شود، که نقش او را علی شادمان بازی می‌کند. رهی بعد از بمباران دهکده محل سکونت‌شان توسط نیروهای متفقین، از زیر آوار بیرون کشیده می‌شود. رهی پس از چند روز مراقبت توسط مادرش راهی تهران می‌شود. سال‌ها بعد او در یک خانواده توده‌ای بزرگ می‌شود، اما بر اثر به وقوع پیوستن ماجراهایی او به یک خانواده درباری سپرده می‌شود. در این خانواده است که او رفته رفته به هویت خود پی می‌برد. همین باعث می‌شود به یک خانواده دیگر که مذهبی هستند، سپرده شود، اما این پایان ماجراهای او و اطرافیانش نیست.