یقه سفیدها 1402
پسری که سالها از پدرش بی خبر است، به یکباره متوجه میشود پدرش از مسئولین بالا رتبه است و تصمیم میگیرد وارد زندگی یقه سفیدها شود…
پسری که سالها از پدرش بی خبر است، به یکباره متوجه میشود پدرش از مسئولین بالا رتبه است و تصمیم میگیرد وارد زندگی یقه سفیدها شود…
سه نظامی (سرباز، درجه دار و افسر) از رسته توپخانه، منتظر دستور مافوق برای گلولهباران تهران هستند. در آن شرایط که نظامیها از لحاظ روحی و عاطفی به شدت دچار مشکل شدهاند، این سه نظامی ایزوله شده به مهمترین سوال ممکن میاندیشند. اینکه چرا آنها را برای انجام این مأموریت انتخاب کردهاند. در حالیکه هیچکدام به شاه دوستی در ارتش اشتهار ندارند.
این فیلم در خصوص دو نفر است، خانمی که برای سلامتی دخترش نذر کرده و وسایل نذری هم فراهم کرده اما به دلایلی نمی تواند نذری بدهد و حاج حجت علمدار که پیرمردی است که هر سال برای آقا امام حسین نذری می دهد . رضا ، پسرکوچکش ،پسر اهلی نیست و برای پولدار شدن به هرکاری دست می زند . در آخرین اقدام او با شخصی به نام سلیمی همکار می شود که یک محتکر جنس است و این بار می خواهد سر رضا را کلاه بگذارد و اورا ترغیب می کند که کارگاهی را که پدرش قصد داشت در آن تولیدی کفش راه بیاندازد تبدیل به انبار قاچاق کالا کند و رضا هم می پذیرد و...
انتخابات سال 88. با اعلام نتايج، اعتراض هاي عده اي از مردم شكل تظاهرات به خود مي گيرد و مأموران وزارت اطلاعات پيگير حوادث هستند. جاسوسي كه در خارج از كشور آموزش ديده، خود را وارد تظاهرات مي كند و با كمك دوستان سلطنت طلبش شعارها را هدايت مي كند و هر بار كسي را به قتل مي رساند. مأموران با تله گذاشتن چند بار به جاسوس نزديك مي شوند، اما هر بار كسي او را باخبر مي كند و فراري مي دهد. در شرايطي كه مأموران به يكديگر مظنون شده اند و فضاي كاري آنها متشنج شده، سرانجام مرد جاسوس به شدت زخمي مي شود و از طرف ديگر يكي از مأموران كه عامل نفوذي بوده و جاسوس را خبر مي كرده و فراري مي داده،دستگير مي شود،اما خود جاسوس با ظاهر مبدل و مدارك جعلي موفق به فرار از كشور مي شود. فيلم با تظاهرات عده اي جلوي سفارت انگليس در اعتراض به دخالت هاي انگليس در ايران به پايان مي رسد.