برچسب محمود خرسند

یکی می خواد باهات حرف بزنه 1390

لیلا که دختر نوجوانش، یاسمن، در حادثه ای مرگبار دچار مرگ مغزی شده، تصمیم دارد اعضای بدنِ او را به بیمارانی که نیازمند هستند، اهدا کند اما برای این کار، رضایتِ مصطفی، همسر سابقش هم نیاز است. لیلا به دنبال مصطفی می گردد …

تگزاس 1396

داستان این فیلم دربارهٔ دو دوست به نام بهرام (پژمان جمشیدی) و ساسان (سام درخشانی) است. ساسان در برزیل زندگی کرده و بهرام نیز می‌خواهد مقیم برزیل شود. برای همین تصمیم می‌گیرد سرپرستی یک کودک برزیلی که نام مادر آن لارا است را به عهده بگیرد که و در ازای آن به ساسان پول هنگفتی بدهد. برادر آلیس (نامزد ساسان(گابریلا پتری) به یک گنگستر بزرگ به نام کارلوس بدهکار است و در ازای پول می‌خواهد آلیس با آن ازدواج کند ساسان هم می‌خواهد پول بهرام را صرف بدهی همسر خود کند ولی بهرام پولی ندارد در همین حال بهرام در یک قرعه کشی پوشک بچه مبلغ یک میلیون دلار برنده می‌شود ولی چون به صورت اتفاقی پله ستاره فوتبال جهانی را می‌زند و فرار می‌کند تحت تعقیب پلیس برزیل و همین‌طور افراد کارلوس قرار می‌گیرد. افراد کارلوس آلیس را می‌گیرند و بهرام و ساسان برای نجات آلیس دست به دامن دایی هوشنگ یاکوزا یا هوشنگ شمشیری (حمید فرخ‌نژاد) می‌شوند در نهایت به جزیره تگزاس می‌روند تا آلیس را نجات دهند ولی خودشان هم گیر می‌افتند و دایی هوشنگ پلیس را خبر می‌کند و کارلوس را دستگیر می‌کنند و همگی تصمیم می‌گیرند به ایران بروند در نهایت بهرام جایزه بزرگ خود را می‌گیرد و با هم به ایران می‌روند بعد کارلوس تصمیم می‌گیرد که به دنبال آنها به تهران برود.

دموکراسی تو روز روشن 1388

سردار امير ستوده از سرداران هشت سال دفاع مقدس است که در سازمان تحقيق و تفحص در امور شهدا مشغول به‎كار است. سردار امیر ستوده در تصور خانواده و مردم یکی از شخصیت‌های بی ریا، متعهد، مومن، به‌دور از تجملات دنیا است که بعد از جنگ خالص باقی مانده و به خاطر خالص بودنش هنوز در خانه استیجاری زندگی می کند و چیز از خود ندارد.

او دارای یک دختر به نام زهرا است، که به پدر خود ایراد مي‌گيرد، "چرا با آنکه خودت پای برگه عالم و آدم را براي در خواست وام امضا می کنی، خودمان نمی توانیم وامی را بگیریم و از استیجاری بودن منزل نجات پیدا کنیم" که با توجیهات همیشگی پدر مواجه می شود. امیر ستوده همچنین دارای پسری است که توجه زیادی به پدر خود ندارد و همیشه مورد سرزنش پدر بابت موهای بلند و ظاهری غیر موجه است.

خواستگار محترم 1385

احمد مرادي كه حدود 40 سال پيش به دليل عدم موفقيت در خواستگاري از دختري به نام «اختر» به فرانسه مهاجرت كرده، اينك بنا به توصيه پزشكان معالج خود به ايران بازمي گردد و همزمان به جست و جوي دوستان و آشنايان مي پردازد در حين اين جست و جو «اختر» را درمي يابد، اما...

پسر تهرونی 1387

سروش تهراني به تازگي از آمريكا برگشته و پدرش اصرار به ازدواج او دارد. اما سروش كه در گذشته پنج بار شكست عشقي خورده حاضر به ازدواج نيست. پدر سروش كه از او چك و سفته دارد پسرش را تهديد مي كند كه اگر ازدواج نكند آنها را به اجرا خواهد گذاشت. روزي سروش تصادفي با ليلي كه اتفاقاً او هم قصد ازدواج دارد، آشنا مي شود.

آباجان 1395

داستان فیلم درمورد زن جا افتاده ای است که در سال های جنگ در شهر زنجان زندگی می کند. پسرش خلیل در جبهه مفقود الاثر شده اما او امیدواتر است که خلیل بازگردد.

حریم 1387

کشتار عجیبی در یکی از جنگل های شمال ایران به وقوع پیوسته است . یک افسر پلیس(با بازی حمید فرخ نژاد به همراه مامور پلیس محلی(با بازی عنایت شفیعی) به منطقه فوق اعزام میشوند تا از راز قتل تروریست های انگلیسی پرده بردارند اما ...