گورکن 1398
گورکن داستان زنی به نام سوده شریف زادگان با بازی ویشکا آسایش است که درست قبل از ازدواج مجددش دچار یک چالش سخت در زندگی شخصیاش میشود.
گورکن داستان زنی به نام سوده شریف زادگان با بازی ویشکا آسایش است که درست قبل از ازدواج مجددش دچار یک چالش سخت در زندگی شخصیاش میشود.
هوشنگ نویسندهای است که در نگارش فیلمنامههای پلیسی جنایی تخصص دارد. او درگیر ماجرای یکی از شخصیتهای عجیبش به نام پریسا میشود و …
قصهٔ سریال نجلا در سال ۱۳۵۸ میگذرد و دختری به یک پسر عاشق در آن اوضاع آشفته و نا امنیها وعدهای میدهد که طی آن اگر پسر بتواند او را از مرز ایران و عراق رد کند و به زیارت اربعین برسد، در قبال عشقش به او پاسخ مثبت میدهد، اما همهٔ اینها در طول مسیر دستخوش اتفاقهایی میشود.
فرخ فرخنده مسافری که از خارج از کشور به وطن باز میگردد و همزمان با رسیدنش مشکلات زیادی سر راهش قرار میگیرد پلمپ خانه،خراب شدن دستگاه کارخانه،اخراج شدنش از کارخانه و...
این سریال در ادامه بچه مهندس۳ و موضوعاتی چون پهپاد RQ170 یا ازدواج و بیماری جواد جوادی ادامه پیدا میکند و جواد جوادی مژگان را فراموش میکند و با پسری به اسم بهروز آشنا میشود و باهم رفیق و همخونه میشوند و در همین حال عاشق دختر استادش در دانشگاه میشود (مرضیه) سپس به خواستگاری مرضیه میرود اما دکتر توفیقی به خاطر گذشته اش به او جواب رد میدهد و جواد ناراحت میشود ولی امیدش را از دست نمیدهد و در همین حین دکتر توفیقی پهپاد RQ170 را شکار کرده و در تلاش است که از طریق جواد جوادی و دوستانش به طور غیر مستقیم کمک بگیرد و در همین حال بی بی گوهر به دکتر توفیقی برای خواستگاری مرضیه برای جواد گیس سفیدش را گرو میگذارد و دکتر توفیقی قبول میکند در همین حین جواد همش سر درد داشت و ناگهان در پرواز هواپیما که کمک خلبان بود و در حال هدایت RQ170 هم بود متاسفانه سردرد میگیرد و سقوط می کند و بعد مدتی جستجو او و کاپیتان مظفری را پیدا میکنند و مدتی در بیمارستان بستری میشود ناگهان دکتر متوجه موارد مشکوکی در عکس سر او میشود و به بهروز میگوید باید ازمایش های بیشتری انجام شود تا بهتر بفهمیم موضوع چیست و پس از انجام آزمایش های مربوطه مشخص میشوند که جواد تومور مغزی دارد و درست شب قبل از عقد مرضیه و جواد درب خانه ی دکتر توفیقی زنگ میخورد و جواد همه چیز را بهم میزند در همین حال خلاف کار ها دنبال دکتر توفیقی و خانواده اش هستند که جواد و بهروز و بیبی گوهر به مشهد میروند و جواد در حرم مطهر اقا امام رضا (ع) جواد کفشش را گم میکند و بعد که پیدا میشود بر میگردد و بعد یکی از خادمان میبیند که جواد حال خوشی ندارد و میفهمد که مشکل جواد چیست و سپس به او یک کارت دکتر میدهد که در آن آدرس مطب پروفسور حسام است و پس از خواهش های بهروز و اطرافیان به دکتر می رود و متوجه میشود که دکتر همان خادم است و دکتر به او میگوید زمان طلایی برای درمان را از دست داده ای ولی امیدت به خدا باشد که من میتونم تو را عمل جراحی از توی بینی بکنم و جواد قبول نمیکند که بی بی گوهر همه چیز را به خانواده ی توفیقی میگوید و آنها راهی مشهد میشوند و مرضیه از جواد میخواهد که خود را عمل کند و جواد قبول میکند و عمل او خوشبختانه موفقیت آمیز بود که ناگهان جواد بر اثر سکته ی مغزی به کما میرود و مدتی بعد به هوش. می اید و بعد سایه که رئیس باند خلافکار ها بودند را دستگیر میکنند و ....
مصیب پس از چهل و پنج سال میفهمد که تنها فرزند خانواده نبودهاست. وی برای پیدا کردن گمشده سالیان دور مادرش، راهی تهران میشود، اما خودش هم گمشده بزرگتری دارد؛ عزت و احترام! مصیب مجبور است بین این دو گمشده یکی را انتخاب کند و همین داستانهای پیچیدهای برایش به وجود میآورد که او را تبدیل به انسانی دیگر میکند.
فیلم سینمایی «۲۳ نفر» اقتباسی از خاطرات ۲۳ نفر از رزمندگان نوجوان ایرانی است که در جریان جنگ ایران و عراق در سال ۱۳۶۱ به اسارت نیروهای عراقی درآمدند. این گروه کم سن و سال بین ۱۳ تا ۱۷ سال سن داشتند.
داستان فردی از یک خانواده خون آشام است که بعد از جنگ جهانی دوم به ایران مهاجرت کرده و به جای نوشیدن خون به مواد معتاد شده است....