برچسب محمد کنگرانی

سیاه سرفه (کوتاه) 1397

آرش عکاس ورزشی به رغم علاقه‌ی شدیدش به فوتبال، شب بازی ایران و کره جنونی مجبور می‌شود به خاطر تب بچه‌اش به خانه برگردد و شبانه به همراه همسرش به دنبال دکتر برگردند

مسیر انحرافی 1390

دانشمندی که در یک جزیره ساکن است، قصد دارد با فرودآوردن یک هواپیما که حامل تعدادی از نخبه‌های ایرانی است در یک جزیره دورافتاده، با انجام آزمایش‌های مختلف بر روی این افراد به اهداف خود دست بیابد؛ ولی به اشتباه هواپیمای مسیر ایران به آفریقای جنوبی را شناسایی می‌کند و با اختلال در سیستم ناوبری هواپیما، باعث فرود اضطراری هواپیما در جزیره می‌شود. حال مسافران هواپیما یک اجتماع کوچک را در جزیره تشکیل داده‌اند که قصد دارند به هر ترتیب از جزیره رهایی بیابند. اما دانشمند ناشناس که گمان می‌کند این افراد همان نخبه‌های علمی ایران هستند می‌کوشد …

سیگنال موجود است 1394

داستان این مجموعه تلویزیونی دربارهٔ جوانی به نام پرهام است که سودای خوانندگی در سر دارد اما در هیچ‌کدام از سبک‌های موسیقی به موفقیت دست پیدا نمی‌کند؛ بنابراین به تشویق دو تن از دوستان خود تصمیم می‌گیرد که برای خوانندگی به خارج از کشور سفر کند.

مسافران 1388

موجودات فضایی با تصور اینکه ساکنان زمین تهدیدی برای موجودات جهان هستند گروهی را روانه این سیاره می‌کنند تا با زمینی‌ها، رفتار و فرهنگ آن‌ها بیشتر آشنا شوند و به این ترتیب در مورد نابود کردن آن‌ها در صورت لزوم تصمیم بگیرند. این گروه چهار نفره در هیبت انسانی در قالب یک زوج (به نام‌های بهرام و ناهید)، یک دختر جوان (ستاره) و یک پسر جوان (شهاب که در واقع رباتی انسان نما و قدیمی‌ست) به زمین فرستاده می‌شوند. آنها در خانه دو برادر به نام‌های فرخ افروخته (حمید لولایی) و فرید افروخته (رامبد جوان) به عنوان مستأجر ساکن می‌شوند و تظاهر می‌کنند که از سوئد آمده‌اند. فرید یک نویسنده است و مشکلات بسیار فراوانی دارد. او در ادامه متوجه می‌شود که آنها فضایی هستند. در هر قسمت این سریال در مورد یکی از عادات بد انسان‌ها بحث می‌شود و در پایان آن داستان، بهرام (حسن معجونی) گزارش خود را به کنفدراسیون راه شیری می‌فرستد.

ساختمان پزشکان 1390

نیما افشار، روانشناس شهرستانی‌الاصل در کنار همسرش که بیمار سابقش است و در همسایگی والدینش زندگی می‌کند. داستان‌های مجموعه به زندگی پر دردسر نیما که شامل مشکلاتش با بیماران مختلف، گرفتاری‌های مالی ناشی از پرداخت اجاره خانه، اقساط مختلف، مهریهٔ همسر سابقش، تلاش دائمی برای حفظ آرامش و صلح میان والدین و برادر بی‌ملاحظه، همسر وسواسی‌اش و در نهایت تحمّل کم‌هوشی منشی‌اش می‌شود، می‌پردازند.

وعده دیدار (پرده عشق) 1382

استاد ابراهيم مهدوي هنرمند و نقاش پرده هاي مذهبي است. او كه جانباز شيميايي جنگ است، با بد شدن حالش براي معالجه و شركت در نمايشگاهي كه در لندن برگزار مي شود، به اين شهر سفر مي كند. از آن طرف هم عاموس كه با صهيونيست ها سر و كار دارد، به خاطر بدهي فراوانش مدام مورد تهديد واقع مي شود. عاموس كه به كارهاي هنري هم علاقه مند است در صدد است تا تكميل و فروش يك پرده مذهبي بدهي هايش را بپردازد. او كه متوجه شده ابراهيم به انگلستان آمده، محل اقامت او را زير نظر مي گيرد. عاموس براي رسيدن به مقاصدش ابراهيم مهدوي را مي ربايد و سربسته به او مي فهماند كه شرط آزادي او تكميل اين پرده مذهبي است؛ پرده اي كه در واقع پدر مهدوي نقاش آن بوده و نيمه كاره مانده است. مهدوي هم سماجت مي كند كه هيچ وقت اين كار را نمي كند و عاموس با گروگان گرفتن نرگس، همسر مهدوي، او را وادار به انجام خواسته اش مي كند. از طرفي حجتي هم ه در پي اين پرونده است به عاموس شك مي كند و با محاصره خانه او و بازرسي از آن جا متوجه حضور مهدوي و همسرش مي شود و مهدوي را كه دچار حمله شده، نجات مي دهد.

ورود آقایان ممنوع 1389

مدیر یک دبیرستان دخترانه خصوصی با ورود آقایان به مدرسه خود شدیداً مخالف است. اما وقتی دبیر شیمی دانش آموزان المپیادی به علت زایمان شش ماه مرخصی می‌گیرد، مجبور می‌شود تا یک دبیر جایگزین به دبیرستان بیاورد؛ ولی تلاش وی برای یافتن دبیر المپیاد زن در میانه سال تحصیلی بی‌فایده است و وی مجبور است یک مرد را به عنوان تنها گزینه بپذیرد تا از رقابت المپیاد جا نماند اما …