برچسب محمد کارت

کارگردان «یاغی» به فدراسیون کشتی رفت

سروش سینما/ کارت که کارگردانی فیلم سینمایی شنای پروانه را هم در کارنامه دارد، در دیدار با رئیس فدراسیون کشتی درباره‌ی حواشی و فضای رسانه‌ای سریال «یاغی» صحبت کرد. علیرضا دبیر رئیس فدراسیون کشتی نیز با قدردانی از زحمات محمد کارت و…

چرخ فلک 1395

موضوع اصلی سریال یک مفهوم اخلاقی است که در هر یک از داستان‌ها این موضوع تکرار می‌شود و بیشتر بازیگران در ابتدای هر قصه آدم فرعی هستند که در قصه بعدی به بازیگر اصلی بدل می‌شوند.

ستایش 1 1390

سریال ستایش، قصهٔ دختر جوانی به نام ستایش را روایت می‌کند که برای نجات برادرش از خطری که در پی فرار او از خدمت سربازی وی را تهدید می‌کرد، به دوست برادر خود، طاهر فردوس، پناه برده و با تمهیداتی برادرش را راهی مرز می‌نماید. محمد برادر ستایش در مرز کشته شده و طاهر به زندان می‌افتد. در نهایت با رضایت خانوادهٔ محمد از زندان آزاد شده و از آنجائی که مجذوب و شیفتهٔ ستایش شده بود، علی‌رغم مخالفت خانوادهٔ خود و خانوادهٔ ستایش و با وجود میل باطنی ستایش، با او ازدواج نموده و صاحب دو فرزند دختر و پسر می‌شود. طاهر همسر ستایش در پی ماجرای حسادت همسر برادر خود (انیس، همسر صابر) که برادر بزرگتر او و در واقع پسر بزرگتر حشمت فردوس (پدر طاهر فردوس) به حساب می‌رفت، که مبنی بر علاقهٔ شدید پدر طاهر به او و با توجه به مال و ثروت زیاد او بود، متهم به حمل مواد مخدر گشته و پس از فرار از دست مأمورین در تصادفی به کما رفته، فوت می‌نماید. ستایش در فراق برادر، همسر و مادر خود و با توجه به وضعیت نامناسب پدر خود به زندگی با دو فرزندش همچنان ادامه داده و برای فرار از پدر شوهر خود، حشمت فردوس که به دنبال محمد می‌گشت تا به گفتهٔ خودش اسم وی را به یدک بکشد، آنها پس از فرار به شهرهای مختلف سر انجام به اکبر آباد، زادگاه پدر و مادرش و پیش پدربزرگ او، خان بهادر اکبر آبادی (جمشید مشایخی) می‌روند. اما در آنجا خان دوم ده، فتح‌الله خان گله داری (شهاب عسگری)از محمود پدر ستایش کینه دیرینه دارد. چندین سال قبل پدر ستایش در جوانی پسر کوچک فتح‌الله خان را به علت خواب آلودگی از تعزیه خان بهادر بیرون می‌کند و او در راه اسیر گرگ‌ها شده و کشته می‌شود. فتح‌الله خان با خود عهد بست که انتقام پسرش را از او بگیرد. پدر ستایش شبانه از خانه بیرون می‌رود و اتفاقی نوه فتح‌الله خان را نجات می‌دهد اما خودش طعمه گرگ‌ها شده و می‌میرد. محل جدید ستایش نیز برای فردوس توسط پلیس آشکار شده و او می‌خواهد به آنجا برود، اما قبل از رفتن سکته می‌کند و صابر را جای خود می‌فرستد، صابر که سودای اموال فردوس را دارد، به پلیس دروغ می‌گوید که آنها را نمی‌شناسد. پدربزرگ ستایش سند یک مغازه که هدیه عروسی پدرش بود را به او می‌دهد و ستایش با کمک او به آنجا پناه می‌برد.

عصبانی نیستم! 1392

فیلم در مورد دانشجوی به نام نوید ( نوید محمدزاده ) است که به دلیل فعالیت های سیاسی از دانشگاه اخراج شده است، او نامزدی به نام ستاره دارد ( باران کوثری ) که از طرف پدرش تحت فشار است و نوید تلاش می کند که بتواند مشکلاتش را حل کند...

بی خود و بی جهت 1390

فرهاد ( احمد مهرانفر ) و الهه ( نگار جواهریان ) قرار است در چند ساعت آینده در حیاط خانه جدیدشان، مراسم ازدواجشان را برگزار کنند. اما ساکنین قبلی خانه به نامهای محسن ( رضا عطاران ) و مژگان ( پانته آ بهرام ) که می بایست خانه را پیش از مراسم عروسی تحویل این زوج جوان می دادند، دچار مشکل می شوند و حالا این دو خانواده می مانند و کلی وسائل که در خانه و حیاط قرار گرفته است.

حراج 1392

زن ميانسالي که نقاش هنرمند است زندگي اش دچار بحران شده وهمسرش به زندان رفته است.او با به حراج گذاشتن تمامي لوازم منزل وحتي لباسهاي خودسعي مي کند خانواده اش را از بحران نجات دهد...

چه خوبه که برگشتی 1391

فرزاد دندانپزشکي که پس از سال‌ها به ايران ميآيد تا دور از مسائل و آشفتگي زندگي‌اش به آرامش برسد. همزمان با ورود او به کشوريک شي مرموز شبه‌فضايي پديدار ميشود و پاي خانم دکتر ياسمين و سنگ‌هاي جادويي‌اش را به ماجرايي باز مي‌کند که رفاقت ديرينه فرزاد و کامبيز را که سالهاست در همسايگي هم کنار دريا زندگي مي‌کنند، به جدالي بيهوده مي‌کشاند…

بوسیدن روی ماه 1390

احترام السادات ( شیرین یزدان بخش ) و فروغ ( رابعه مدنی ) دو مادر سالخورده ای هستند که سالها چشم به راه بازگشت فرزندانشان از جبهه جنگ هستند و حالا در غم دوری فرزندشان، دوستی بسیار نزدیکی به یکدیگر پیدا کرده اند. آنها هر هفته به ستاد شهدا می روند تا خبری از فرزندانشان بگیرند اما همیشه به آنها گفته می شود که خبری از فرزندانشان نیست تا اینکه در یک روز که احترام السادات به تنهایی به ستاد شهدا مراجعه می کند، به او گفته می شود که جسد فرزندش پیدا شده و بزودی آن را تشییع خواهند کرد. اما احترام السادات به علت رعایت حال فروغ که به سرطان مبتلا شده و پزشکان هم گفته اند مدت زمان زیادی در قید حیات نخواهد بود، از مسئول ستاد ( صابر اَبَر ) خواهش می کند تا به فروغ بگوید جسد پیدا شده متعلق به پسر اوست، اما مسئول ستاد به شدت با این تصمیم مخالفت می کند و...